نوشته شده در تاريخ سه‌شنبه 25 بهمن 1390 توسط behmaram | ارسال نظر(0)

94595_634639440061719015_l.jpg


بچه‏ام کوچولو بود، از من بیسکویت خواست. گفتم: امروز مى‏خرم. وقتى به خانه برگشتم فراموش کرده بودم. بچه دوید جلو و پرسید: بابا بیسکویت کو؟ گفتم: یادم رفت. بچه تازه به زبان آمده بود، گفت: بابا بَده، بابا بَده. بچه را بغل کردم و گفتم: باباجان! دوستت دارم. گفت: بیسکویت کو؟دانستم که دوستى بدون عمل را بچه سه ساله هم قبول ندارد. چگونه ما مى‏گوئیم خدا و رسول و اهل بیت او را دوست داریم، ولى در عمل کوتاهى مى‏کنیم؟
 

.: Weblog Themes By LoxBlog :.

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن مي باشد.
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران