زهرا که غمش جدا زدلها نشود ظلمی که به او رسیده احصانشود
بخشند اگر به او گناه همه را یک جو، دیه صورت زهرا نشود
حوادث پس از «سقیفه » از تلخ ترین و دردناک ترین حوادث تاریخ اسلام و زندگانی امیرمؤمنان علیه السلام و فاطمه زهرا علیها السلام می باشد. واقع گوئی و بیان واقعیات تلخ آن دوران باعث دلگیری و رنجش گروهی است که نسبت به رهبران آن حوادث تعصب خاص ورزیده، و تا جایی که امکان دارد، می خواهند گردی بر دامن آنها ننشیند.
از طرف دیگر پوشاندن حقایق و وارونه جلوه دادن حوادث، خیانت بزرگی به تاریخ و نسل های آینده بشری و جامعه مسلمین است که هرگز یک انسان منصف و با وجدان و دردمند به خود اجازه چنین خیانت و پا گذاشتن روی حقیقت را نمی دهد. بزرگ ترین حادثه تاریخی پس از غصب خلافت موضوع هجوم و یورش به خانه وحی، و منزل حضرت صدیقه شهیده فاطمه زهرا علیها السلام است که برای بیرون آوردن متحصنان و معترضان به غصب خلافت انجام گرفت.
هجوم به خانه وحی از دستورات ارزنده و حیاتی اسلام این است که هیچ مسلمانی حق ندارد بدون اجازه و رضایت صاحب خانه، به منزل کسی وارد شود و اگر صاحب خانه معذور بود و از پذیرفتن مهمان عذرخواهی کرد، وظیفه دارد از همانجا بدون رنجش برگردد . (1)
و البته برخی از خانه ها از مقام و منزلت خاصی برخوردارند; همچون خانه هایی که در آن خدا مورد پرستش قرار می گیرد «فی بیوت اذن الله ان ترفع ویذکر فیها اسمه یسبح له فیها بالغدو والآصال »2 «در خانه هایی که خدای متعال اجازه داده است که دیوارهای آن را بالا برند; و نام خدا در آنها برده شود و صبح و شام در آنها تسبیح او می گویند.
در این میان خانه خاتم الانبیا ء محمد مصطفی صلی الله علیه و اله از احترام ویژه ای برخوردار است; لذا قرآن کریم دستور مخصوصی در این باره می دهد، آنجا که می فرماید: «یا ایها الذین آمنوا لا تدخلوا بیوت النبی الا ان یؤذن لکم »(3); «ای کسانی که ایمان آورده اید! به خانه های پیامبر وارد نشوید، مگر زمانی که به شما اذن [ورود] داده شود.»
بدون هیچ شکی خانه حضرت عصمت الله الکبری فاطمه زهرا علیها السلام از آن خانه های رفیع و محترمی است که در درون آن صدیق و صدیقه امت یعنی زهرا و علی علیهما السلام و فرزندان آن دو خدا را به بهترین وجه عبادت و تقدیس نموده اند. اکنون باید دید که ماموران دستگاه خلافت احترام خانه زهرا علیها السلام را تا چه حد رعایت کردند؟
آنچه از منابع «فریقین » استفاده می شود این است که دستگاه خلافت نه تنها حرمت خانه زهرا و علی علیهما السلام را نگه نداشتند، بلکه بدترین جسارتها را بر آن روا داشتند.
الف) منابع اهل تسنن
برخی از تاریخ نویسان اهل تسنن حادثه یورش به خانه وحی را نیمه روشن و برخی تا حدی روشن بیان نموده اند که به نمونه هایی اشاره می شود:. طبری: او که نسبت به خلفا تعصب خاصی دارد، به این مقدار اعتراف می کند: «اتی عمر بن خطاب منزل علی فقال: لاحر قن علیکم او لتخرجن الی البیعة; (4) عمر بن خطاب در برابر خانه علی قرار گرفت و گفت: براستی [خانه را] بر روی شما به آتش می کشم و یا اینکه شما برای بیعت [با ابابکر] خانه را ترک گویید...
ابن قتیبه دینوری: این نویسنده گامی فراتر رفته، می گوید: خلیفه نه تنها تهدید کرد، بلکه دستور داد که در اطراف خانه هیزم جمع کنند و افزود: «به خدایی که جان عمر در دست اوست! یا باید خانه را ترک کنید و یا اینکه خانه را آتش زده و می سوزانم .» وقتی به او گفته شد که دختر گرامی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله، فاطمه در خانه است، گفت: «هر چند فاطمه در آن باشد .» (5).
ابن عبد ربه اندلسی: او که متوفای 495 می باشد، می گوید: خلیفه به عمر ماموریت داد که متحصنان را از خانه بیرون کشد و اگر مقاومت کردند با آنان نبرد نماید، از اینرو عمر آتشی آورد که خانه را بسوزاند «فاقبل بقبس من النار علی ان یضرم علیهم الدار»، در این موقع با فاطمه علیها السلام روبرو گردید، آن حضرت فرمود: فرزند خطاب! آمده ای خانه ما را به آتش بکشی؟ وی گفت: آری، مگر اینکه بسان دیگران با خلیفه بیعت نمایید.(6)
شبیه این اعترافات را ابو الولید محب الدین محمد حنفی ، قاضی حنفی ها در حلب متوفای سال 815 دارد . (7) احمد بن یحیی بلاذری متوفای 279 (8) ، ابوبکر احمد بن عبدالعزیز جوهری، صاحب کتاب «فدک » و «سقیفه » (9) و ابی خیزرانه در کتاب غرر (10) و شاه ولی الله دهلوی (11) در «ازالة الخفاء» و واقدی (12) و بلاذری و ابن ابی الحدید (13) نیز چنین مطالبی دارند . و همچنین ابن واضح یعقوبی (14) ، اسماعیل بن محمد ابوالفدا، عمر رضا کحاله در کتاب «اعلام النساء» ، عبدالفتاح عبدالمقصود (15) و ابراهیم بن عبدالله یمنی در کتاب «الاکتفاء» و ... این امور را ذکر کرده اند.
4. گروه دیگری از تاریخ نویسان اهل تسنن به آخرین مرحله از جسارت به خانه زهرا علیها السلام نیز اعتراف نموده اند، و صریحا گفته اند که عمر خانه علی علیه السلام و زهرا علیها السلام را آتش زد.
از جمله:
1) ابی الحسن، علی بن الحسین بن علی المسعودی الهذلی، صاحب «مروج الذهب » متوفای 346 ه می گوید: «... فوجهوا الی منزله فهجموا علیه واحرقوا بابه ...»; (16) پس [عمر و همراهان] به سوی خانه علی علیه السلام روی کردند، پس بر او هجوم بردند و خانه او را آتش زدند.»
2) محمد بن عبدالکریم بن احمد شافعی، معروف به شهرستانی (579 - 548)، از ابراهیم بن سیار بن هانی، معروف به نظام، متوفای سال 231 - که از اعاظم شیوخ معتزله و استاد جاحظ بوده است - نقل کرده است که گفت: «... وکان عمر یصبح احرقوها بمن فیها وما کان فی الدار غیر علی وفاطمة والحسن والحسین علیهم السلام; (17) و عمر بود که فرمان داد خانه را با کسانی که در آن قرار دارند بسوزانند، در حالی که در خانه جز علی و فاطمه و حسن و حسین علیهم السلام کسی نبود .عبدالقاهر اسفر ائینی متوفای 429 ه نسبت فوق را به نظام تایید نموده است.(18)
3) در زمان ملکشاه سلجوقی، وزیرش با یکی از علمای سادات شیعه مناظره می کرد، در ضمن سخنانش گفت: «وجمع عمر الحطب علی باب فاطمة واحرق الباب بالنار ... ; عمر در خانه فاطمه هیزم جمع کرد و در خانه را به آتش کشید.
شاه به وزیرش رو کرد و گفت: آیا آنچه این شیعه علوی می گوید درست است؟ وزیر گفت: «نعم انی رایت فی التواریخ ما یذکره العلوی; (19) بله آنچه این [شیعه] علوی می گوید را در تاریخ دیده ام.»
و جالب اینجا است که خود ابابکر نیز به این امر اعتراف نموده است; زیرا در آخرین روزهای عمر خود از چند عمل اظهار پشیمانی نمود، از جمله گفت: «وددت انی لم اکشف بیت فاطمة وترکته وان اغلق علی الحرب...;(20) دوست داشتم که خانه فاطمه را نمی گشودم و آن را رها می کردم، گر چه ناچار به جنگ می شدم [و کار به جنگ می کشید.
ب) منابع شیعه
هنگامی که به روایات و کتابهای دانشمندان شیعه مراجعه می کنیم، جریان را روشن تر و گویاتر می یابیم، که به نمونه هایی اشاره می شود:
1. سلیم بن قیس و عیاشی و ... نقل کرده اند: طبق فرمان عمر، قنفذ با جماعتی به در خانه علی علیه السلام رفتند تا او را برای بیعت با ابابکر دعوت کنند، حضرت علی علیه السلام در را باز نکرد، سرانجام عمر با جمعی بر در سرای زهرا علیها السلام آمدند، عمر فریاد برآورد که: یا علی! از خانه بیرون آمده، با خلیفه رسول خدا! بیعت کن وگرنه آتش بدین سرای می زنم.
فاطمه برخواست و فرمود: ای عمر! این چه دشمنی است که با ما داری؟ او جواب داد: در را باز کنید والا در خانه را به آتش می کشم!
فاطمه زهرا علیها السلام فرمودند: ای عمر! از خدا نمی ترسی؟ ... «ثم دعا عمر بالنار فاضرمها فی الباب فاحرق الباب; آنگاه عمر فرمان داد تا آتش بیاورند، پس آن را در میان درب افکند و درب [خانه] را به آتش کشید.»(21).
امام صادق علیه السلام فرمودند: «والله ما بایع علی حتی رای الدخان قد دخل بیته; (22) به خدا سوگند! علی علیه السلام بیعت نکرد مگر زمانی که دید دود وارد خانه اش شده است... مفضل روایت مفصلی از امام صادق علیه السلام درباره علائم ظهور و کارهای حضرت حجت علیه السلام بعد از ظهور نقل نموده است، (24) در بخشی از آن می خوانیم: حضرت آن روز را به یاد می آورد و می گوید: «وجمعهم الجزل والحطب علی الباب لاحراق بیت امیرالمؤمنین وفاطمة ... واضرامهم النار علی الباب; (25) و جمع نمودنشان هیزم تروخشک بر در خانه، برای سوزاندن خانه علی علیه السلام و فاطمه علیها السلام، آتش زدن آنها درب [خانه علی علیه السلام] را.
پیامبر اکرم در یکی از سخنان خویش که از حوادث آینده خبر می داد، فرمود: «واما ابنتی فاطمة فانها سیدة نساء العالمین ... وانی لما رایتها ذکرت ما یصنع بها بعدی کانی وقد دخل الذل بیتها وانتهکت حرمتها وغصبت حقها ومنعت ارثها و کسر جنبها واسقطت جنینها وهی تنادی یا محمداه فلاتجاب وتستغیث فلاتغاث; (26) و اما دخترم فاطمه، سیده زنان جهانیان [از ابتدا تا انتهای آفرینش] است ... و من آن گاه که فاطمه ام را می بینم به یاد آنچه که با او رفتار می شود [از ستمها و اهانتها] می افتم . گویا می بینم که خواری به خانه او راه یافته، وحرمتش هتک، و حقش غصب شده است، و [از] ارثش جلوگیری بعمل آمده، و پهلویش شکسته و فرزندش سقط شده و او ناله می زند یا محمدا! پس جواب داده نمی شود و کمک می خواهد، سپس کمک نمی شود.
پی نوشت:
1) نور/27 - 28 .
2) نور/36 .
3) احزاب/53 .
4) تاریخ طبری (چاپ از دایرة ا لمعارف)، ج 3، ص 202; شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج 2، ص 56 .
5) شرح نهج البلاغه، (همان)، ج 1، ص 134; الامامة والسیاسة، ج 2، ص 12; اعلام النساء، ج 3، ص 1205 .
6) عقدالفرید، ج 4، ص 260; تاریخ ابی الفداء، ج 1، ص 156; اعلام النساء، ج 3، ص 1207 .
7) شرح ابن ابی الحدید، ج 2، ص 19 و ج 1، ص 134; ریاحین الشریعه، ج 1، ص 285 .
8) انساب الاشراف، ج 1، ص 586; تلخیص الشافی، ج 3، ص 76 .
9) شرح نهج البلاغه (همان)، ج 6، ص 48 و 47 .
10) نهج الحق و کشف الصدق، ص 271
.11) ریاحین الشریعه، ج 1، ص 289; اثبات الوصیه، مسعودی، ص 123 .
12) نهج الحق و کشف الصدق، علامه، ص 271; تلخیص شافی، سید مرتضی، ج 7، ص 76 .
13) شرح نهج البلاغه، ج 6، ص 48 .
14) تاریخ یعقوبی، ج 2، ص 126 .
15) الغدیر، ج 3، ص 103 - 104 .
16) مسعودی، اثبات الوصیه، چاپ بیروت، ص 154; الوافی بالوفیات، ج 5، ص 347 .
17) ملل و نحل، شهرستانی، ج 1، ص 57 (چاپ ایران) و در چاپ غیر ایران، ص 72 و ر . ک: ج 2، ص 59 .
18) الفرق بین الفرق، عبدالقاهر اسفر ائینی، ص 107 .
19) مؤتمر علماء البغداد، ص 64 - 63 .
20) لسان المیزان، ج 4، ص 189; تاریخ طبری، ج 3، ص 236; الامامة والسیاسة، ج 1، ص 13; مروج الذهب، ج 1، ص 414 (چاپ قدیم) ; عقدالفرید، ج 3، ص 68; الاموال، حافظ ابوالقاسم بن سلام، ص 193; نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج 6، ص 51 .
21) تفسیر العیاشی، ج 2، ص 66 - 68; کتاب سلیم بن قیس، ص 249 - 253; ریاحین الشریعه، ج 1، ص 260 و 27
22) بحار، ج 28، ص 390; تلخیص شافی، ج 3، ص 76 .
23) میرجهانی، نوائب الدهور، ص 192 .
24) بحارالانوار، ج 53، ص 1 - 19 .
25) همان، ص 18 .
26) همان، ج 43، ص 172 - 173، ح 13; ابراهیم الجوینی، فرائد السمطین، ج 2، ص 36
در صورت پیروزی در انتخابات، ایران را بمباران میکنم! (زرشک
)
ریک سانتوریوم طی اظهاراتی هدف خود و خواسته ملی آمریکا را حمله و مبارزه با حکومتهای اسلامیای چون ایران اعلام کرد.
ریک سانتوریوم یکی از معدود کاندیداهای ریاستجمهوری حزب جمهوریخواه آمریکاست که تمایل دارد بخش اصلی کمپین خود را در سیاست خارجی قرار دهد و از همین رو برای کسب آرای گروههای جنگطلب آمریکا، آشکارا از حمله هوایی به ایران صحبت به میان آورده است.
سانتوریوم اظهار کرده است که «هدف من و خواسته ملی ما، مبارزه با رژیمهای اسلامی مستبد و متعصبی چون ایران و سوریه است.»
وی پیشتر نیز در سنای آمریکا از لایحه تأمین بودجه برای گروههای ضد انقلاب به منظور سرنگونی ایران حمایت کرده بود.
سانتوریوم در گفتگویی با شبکه خبری انبیسی با تهدید دانشمندان کشورهای مختلف گفت: «منحط کردن تأسیسات هستهای از طریق حمله هوایی تازه شروع کار خواهد بود. من به تمامی دانشمندانی که قصد سفر به ایران و کمک به برنامه آنها را دارند میگویم که با شما مثل نظامیان دشمن و همانند یکی از اعضای القاعده رفتار خواهد شد.»
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]
آقای کاندیدا خیلی دور برداشتی:


سجیل بدیم خدمتتون:

در این مطلب جای شک نیست که اگر انسان بدان موفق باشد، برای او کافی است و تمام مطالب و نتایج ریاضات شاقه و دشوار را دارد! و آن مطلب این است که:
انسان خود را در محضر خدا ببیند و خدا را در همه احوال، مطلع از خود و در همه جا حاضر و بر همه کارها و احوال خود، ناظر بداند.
١) هم جنسی و هم شکلی و اختلاط با کفار، تسلط و حکومت آنها را بر مسلمانان آسانتر می سازد. [در محضر بهجت: ۱/۳۲] [آیت الله بهجت]
۲) اگر بی تفاوت باشیم و برای رفع گرفتاریها و بلاهایی که اهل ایمان بدان مبتلا هستند دعا نکنیم، آن بلاها به ما هم نزدیک خواهد بود.[همان: ۱/۹۷] [آیت الله بهجت]
۳) ائمه ما (علیهم السلام) دعاها را در اختیار ما گذاشته اند تا ما را غرق در نور ببینند. [همان: ۱/۱۸۹] [آیت الله بهجت]
۴-اگر بخواهیم محیط خانه گرم و باصفا و صمیمی باشد، فقط باید صبر و استقامت و گذشت و چشم پوشی و رأفت را پیشه خود کنیم تا محیط خانه گرم و نورانی باشد. [همان ۱/۳۰۰] [آیت الله بهجت]
۵-ما باید باب توجیه خطا و اشتباه را به روی خود ببندیم و برای هر خطا، زبان به استغفار بگشاییم و اگر قابل جبران باشد، جبران کنیم. [همان] [آیت الله بهجت]
۶-خدا نکند حرام در نزد انسان زینت داده شود! این یک بیماری قلبی است که انسان به آن مبتلا می شود، و با وجود راههای حلال که نیازش را برآورده می کند، خود را به حرام گرفتار می نماید! [همان: ۱/۲۹۸] [آیت الله بهجت]
۷-وای بر ما اگر در خصوص خوردنیها و نوشیدنیها از حرام اجتناب نکنیم! زیرا همین غذاها است که منشأ علم و ایمان و یا کفر ما می شود! [همان: ۱/۳۳۷] [آیت الله بهجت]
۸-اگر می خواهید از ناحیه دعا به جایی برسید، زبان حالتان این باشد: تسلیم خدا هستیم، هر چه بخواهد بکند، بنا داریم عمل به وظیفه بندگی کنیم. [همان: ۱/۳۴۱] [آیت الله بهجت]
۹- در این مطلب جای شک نیست که اگر انسان بدان موفق باشد، برای او کافی است و تمام مطالب و نتایج ریاضات شاقه و دشوار را دارد! و آن مطلب این است که: انسان خود را در محضر خدا ببیند و خدا را در همه احوال، مطلع از خود و در همه جا حاضر و بر همه کارها و احوال خود، ناظر بداند. [همان: ۱/۳۵۴] [آیت الله بهجت
پاسخ :
این عبارت در احادیث زیادی از وجود مقدس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در شان حضرت علی علیه السلام نقل شده است :
اصل احادیث از منابع شیعه :
عن عبد الله بن عباس قال : قال رسول الله ( صلی الله علیه وآله ) : ... معاشر الناس ، إن علیا قسیم النار ، لا یدخل النار ولی له ، ولا ینجو منها عدو له ، إنه قسیم الجنة ، لا یدخلها عدو له ، ولا یزحزح عنها ولی له .
امالی شیخ صدوق ص 83 ، به سند دیگر خصال ، شیخ صدوق ، ص 496
از عبدالله بن عباس نقل شده است که گفت : رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند : ... ای گروه مردم ! همانا علی تقسیم کننده جهنم (نار) است کسی که یاور و دوست او باشد وارد آتش نخواهد شد و کسی که دشمن او باشد از آن نجات نخواهد یافت . همانا او تقسیم کننده بهشت است کسی که دشمن او باشد وارد آن نخواهد شد و کسی که دوست او باشد از آن محروم نخواهد شد.
قال(علی ابن موسی الرضا) قال رسول الله " ص " یا علی انک قسیم الجنة والنار
عیون اخبار الرضا ج 1 ص 30
حضرت علی بن موسی الرضا فرمودند : رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند :
ای علی ! همانا تو تفسیم کننده بهشت و جهنم هستی .
عن سلیمان بن خالد ، عن أبی عبد الله جعفر بن محمد الصادق ، عن آبائه علیهم السلام قال : قال رسول الله صلی الله علیه وآله لعلی علیه السلام : ... یا علی أنت قسیم الجنة والنار ، لا یدخل الجنة إلا من عرفک وعرفته ، ولا یدخل النار إلا من أنکرک وأنکرته .
امالی شیخ مفید ص 213
از سلیمان بن خالد از امام صادق علیه السلام از پدرانشان از رسول خدا صلی الله علیه و اله و سلم به حضرت علی علیه السلام فرمودند : ... ای علی تو قسمت کننده بهشت و دوزخی وارد بهشت نمی شود مگر کسی که او تو را و تو او را بشناسی (جزء شیعیان واقعی تو باشد) و وارد دوزخ نمی شود مگر کسی که تو را انکار کند و تو او را انکار کنی.
این روایت به چند صورت قسیم النار والجنه، قسیم النار ، قسیم الجنه و النار ، السلام علیک یا قسیم النار و الجنه، در منابع ذیل آمده است:
الکافی کلینی ج 4 ص 570، معانی الاخبار شیخ صدوق ص 206، تهذیب الاحکام شیخ طوسی ج 6 ص 29، روضه الواعظین فتال نیشابوری ص 100و 118، المسترشد طبری شیعی ص 264، امالی شیخ مفید ص 213، امالی شیخ طوسی ص 305 و 629، احتجاج طبرسی ج 1 ص 209و 341،مناقب ابن شهر آشوب ج 2 ص 8 و ج 3 ص 28، الطرائف سید بن طاووس ص 76، مدینه المعاجز ج 1 ص 280
روایت از منابع اهل سنت
این روایت در بسیاری از منابع اهل سنت نقل شده است و اگر چه برخی از متعصبین سعی در تضعیف این روایت کرده اند اما جایی که این روایت در کتب لغت نیز راه پیدا می کند و به اسناد متعدد در کتب معتبر اهل سنت نقل می شود دیگر اشکال بهانه جویان جایی ندارد اکنون به برخی از نقلها در منابع اهل سنت اشاره می کنیم:
عن علی رضی الله تعالی عنه أنا قسیم النار
الفایق فی غریب الحدیث جارالله زمخشری ج 3 ص 97
از حضرت علی علیه السلام فرمودند : من تقسیم کننده دوزخ هستم .
وروی أیضا عن الأعمش عن موسی بن طریف ، عن عبایة ، قال سمعت علیا ( ع ) ، وهو یقول : أنا قسیم النار .
شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج 2 ص 260 و ج 19 ص 140.
و همچنین روایت شده است از اعمش از موسی بن طریف از عبایه که گفت از علی علیه السلام شنیدم در حالی که می فرمود: من تقسیم کننده دوزخ هستم .
عن عبایة عن علی قال : أنا قسیم النار ، إذا کان یوم القیامة قلت هذا لک وهذا لی .
البدایه و النهایه ج 7 ص 392
از حضرت علی علیه السلام نقل شده است که فرمودند : من قسمت کننده دوزخم زمانی که روز قیامت فرا رسد می گویم (به آتش ) این (شخص) برای تو و این (شخص) برای من .
همچنین غریب الحدیث ، ج 1 ، ص 377 ، النهایه فی غریب الحدیث ، ج 4 ، ص 61 و المناقب ، خوارزمی ، ص 41 و کنزالعمال متقی هندی ج 13 ص 152، تاریخ مدینه دمشق ج 42 ص 298.
دلیل این نامگذاری
برخی از روایات علت این نامگذاری را ذکر کرده اند که به دو روایت اکتفا می شود:
1 - حدثنا أحمد بن الحسن القطان قال : حدثنا أحمد بن یحیی بن زکریا أبو العباس القطان قال : حدثنا محمد بن إسماعیل البرمکی قال : حدثنا عبد الله بن داهر قال : حدثنا أبی ، عن محمد بن سنان عن المفضل بن عمر قال : قلت لأبی عبد الله جعفر بن محمد الصادق " ع " لم صار أمیر المؤمنین علی بن أبی طالب قسیم الجنة والنار ؟ قال : لان حبه إیمان وبغضه کفر ، وإنما خلقت الجنة لأهل الایمان ، وخلقت النار لأهل الکفر ، فهو علیه السلام قسیم الجنة والنار ، لهذه العلة فالجنة لا یدخلها إلا أهل محبته ، والنار لا یدخلها إلا أهل بغضه .
علل الشرایع ج 1 ص 162
از مفضل بن عمر نقل شده است که گفت به امام صادق علیه السلام عرض کردم به چه علت امیرالمومنین علی بن ابی طالب قسیم الجنه و النار گفته شده است ؟ حضرت فرمودند : به خاطر اینکه دوست داشتن او ایمان و دشمن داشتن او کفر است ، و همانا بهشت برای اهل ایمان آفریده شده است و نار برای اهل کفر خلق شده است بنابر این حضرت علی علیه السلام به این علت قسیم الجنه و النار است بنابر این در بهشت وارد نمی شود مگر اهل محبت و دوستی با او و وارد آتش نمی شود مگر اهل دشمنی با او .
همچنین در روایت دیگری از امام رضا علیه السلام آمده است :
30 - حدثنا تمیم بن عبد الله بن تمیم القرشی قال : حدثنی أبی عن أحمد بن علی الأنصاری عن أبی الصلت الهروی قال : قال المأمون یوما للرضا علیه السلام یا أبا الحسن أخبرنی عن جدک أمیر المؤمنین بأی وجه هو قسیم الجنة والنار وبأی معنی فقد کثر فکری فی ذلک ؟ فقال له الرضا علیه السلام : یا أمیر المؤمنین ألم ترو عن أبیک عن آبائه عن عبد الله بن عباس أنه قال : سمعت رسول الله ( ص ) یقول : حب علی إیمان وبغضه کفر ؟ فقال : بلی فقال الرضا علیه السلام : فقسمة الجنة والنار إذا کانت علی حبه وبغضه فهو قسیم الجنة والنار
عیون اخبار الرضا ج 1 ص 92.
ابا صلت هروی نقل کرده است که روزی مامون به امام رضا علیه السلام گفت : یا اباالحسن ما را از پدرت امیرالمومنین آگاه ساز که به چه علت قسیم الجنه و النار خوانده شده است و این به چه معنا است که این مطلب فکر مرا مشغول ساخته است پس امام رضا علیه السلام به او فرمودند ای مامون آیا تو از پدرت و او از پدرانش از ابن عباس از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نقل نکردید که گفت از رسول خدا شنیدم می فرمایند: حب علی ایمان و دشمنی با علی کفر است ؟ پس مامون پاسخ داد آری پس حضرت فرمودند : پس تقسیم می کند بهشت و دوزخ را زمانی که ایمان و کفر بر اساس حب و بغض او باشد پس بنابر این او قسیم الجنه و النار است.
قسیم الجنه و النار در شعر شاعران:
شاعران زیادی در طول قرون متمادی از این روایت در شعر خود استفاده کرده اند که به برخی اشاره می شود:
قسیم النار ذو خیر وخیر یخلصنا الغداة من السعیر
فکان محمد فی الدین شمسا علی بعد کالبدر المنیر
خاتمه المستدرک میرزای نوری ج 3 ص 80،
علی علیه السلام تقسیم کننده دوزخ صاحب خیر است و چه خوب است که فردای قیامت از جهنم نجات می یابیم.
پس حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم در دین خورد است و بعد از آن علی مثل ماه درخشنده است .
قال البشنوی:
فمدینة العلم التی هو بابها أضحی قسیم النار یوم مآبه
فعدوه أشقی البریة فی لضی وولیه المحبوب یوم حسابه
مناقب ابن شهر آشوب ج 1 ص 314،
پس شهر علمی که او در آن است روشن است که تفسیم کننده دوزخ روز بازگشتش او خواهد بود.
پس دشمن او شقی ترین خلق در قیامت است و دوست او مورد محبت در روز حسابرسی است .
قال عمار بن تغلبة :
علی حبه جنة قسیم النار والجنة
وصی المصطفی حقا إمام الانس والجنة .
مدینه المعاجز علامه بحرانی ج 1 ص 260
حب علی بن ابیطالب سپر از آتش است و او تقسیم کننده جهنم و بهشت است .
و او جانشین و وصی به حق حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله و سلم است و او پیشوای جنو انس است.

آورده ام پرپر کنم در زیر پایت
عکست پر از لبخند اما بی صدایی
انگار با فرزند خود ناآشنایی
سنگ صبورم می شوی دلگیر هستم
آری سکوت بغض هایم را شکستم
بابا به لب ها و نگاه تو اسیرم
می خواهم از لبخند تو آتش بگیرم
چیزی بگو بابا چرا ساکت نشستی ؟
آیینه صبر مرا دیگر شکستی
هر روز و شب در انتظارت گریه کردم
با عکس چشمان خمارت گریه کردم
من اصلا سالها نفهمیدم که بودی
آری دل از دل های عاشق می ربودی
مادر برایم گفت راز رفتنت را
بوی گل کنعانی پیراهنت را
بابای تو از این زمینی ها جدا بود
ای دخترم بابای تو مرد خدا بود
حالا دگر قلب تو مالامال نور است
تسبیح و سربند و پلاکت پر غرور است
اما پدر یک صحبت کوتاه دارم
در این دل پر درد خود صد آه دارم
دست نوازش بر سرم بغض گلو شد
یک شب کنارت بودنم یک آرزو بود
| This image has been resized. Click this bar to view the full image. The original image is sized 750x464 and weights 154KB. |


به گزارش خبرنگار سرویس قاب نقره برنا، حضرت آیت الله العظمی بهجت(ره) در فرمایشات خود درباره حضرت امام رضا(ع) و دلیل بیشتر بودن کرامات ضریح آن حضرت نسبت به امام حسین(ع) وقایعی را نقل کردهاند که آنها را در ادامه میخوانید:
آقایى میگفت: عریضهاى به خدمت امام رضا (علیهالسّلام) درباره سه حاجت از جمله تشرف به خدمت حضرت ولى عصر (عج) نوشتم و پشتِ در ضریح انداختم. شب آخر اقامت ما در مشهد و یا یك شب جلوتر از آن، براى نماز صبح به حرم مشرف شدم، هنگامى كه مىخواستم وارد حرم شوم، در میان ازدحام جمعیت به حدى كه ممكن نبود كسى به راحتى داخل حرم شود و عدهاى به زحمت وارد و عدهاى خارج مىشدند، ناگاه چشمم افتاد به آقاى جلیل و نورانى كه تشریف مىآورد ...
و ازدحام گویى براى ایشان خلوت بود و از وسط آن همه جمعیت به آرامى و راحتى جلو مىآمد. تا این كه وقتى به من رسید، گویا به من سلام كرد و فرمود: «أَنَا ابْنُهُ، أَنَا ابْنُهُ». من پسر او هستم، من پسر او هستم. و همین طور این جمله را تكرار مىكرد، بعد فرمود: «لا تُعَلِّمُوهُمْ، فَهُمْ أَعْلَمُ مِنْكُمْ.»(1) چیزى به آنان (ائمه ـ علیهمالسّلام) یاد ندهید، زیرا آنان از شما داناترند. بعد به حرم تشریف برد. آن آقا مىگفت: از این كه كاغذ عریضه به داخل انداخته بودم و نیز از آن همه نورانیّت و جلالت، هم چنین از این كه در میان آن همه جمعیّت و ازدحام به راحتى حركت مىنمود، و از این كه فرمود: «أَنَا ابْنُهُ»، فهمیدم كه ایشان، حضرت غائب ـ عجّلاللّهتعالىفرجها لشّریف ـ هستند.
نعمت بزرگ و گرانقدر
حضرت آیت الله العظمی بهجت(ره) میفرمودند: حرم مطهر حضرت امام رضا ( علیه السّلام ) نعمت بزرگ و گرانقدرى است كه در اختیار ایرانىهاست، عظمتش را خدا مىداند، به حدى كه امام جواد (علیه السّلام) مىفرماید: زیارت پدرم امام رضا علیه السّلام از زیارت امام حسین (علیه السّلام) افضل است، زیرا امام حسین (علیه السّلام) را عامه و خاصه زیارت مىنند، ولى پدرم را جز خاصه (شیعیان دوازده امامى)زیارت نمىنند، لذا كرامات از ضریح آن حضرت بیشتر از ضریح امام حسین ـ علیه السّلام ـ ظاهر مىشود. بنابراین، ایرانى ها باید نعمت حرم حضرت امام رضا(ع) که زیارت آن برایشان فراهم است، مغتنم بشمارند.
عنایات امام رضا (علیه السّلام) به زائران خود
دیده و شنیده شده است كه اشخاصى در مشاهد مشرّفه به امامى كه صاحب ضریح است سلام كرده و جواب سلام را شنیده اند.
شخصى گفته است: هر وقت براى زیارت حضرت امام رضا (علیه السّلام) به مشهد مشرّف مى شوم (شاید در هر سال یك زیارت بیشتر نمی كرده است ) در هر بار در زیارت اول، با وجود ازدحام جمعیّت، تا ضریح راه برایم باز مى شود ...
به ضریح نزدیك مى شوم و زیارت مى كنم، و حضرت رضا (علیه السّلام)خرجى راه و حتّى مقدارى پول براى خرید سوغات را نیز به من مى دهند.
در خانه اى كه ما در مشهد بودیم نیز علویّهاى بود كه مىگفت: هر وقت كه براى زیارت به حرم مى روم، براى من هم راه به سوى بوسیدن ضریح و دست كشیدن بر آن باز مىشود.
پی نوشت:
1- اصول كافى، ج 1، ص 286؛ بحارالانوار، ج 23، ص 141؛ ج 31، ص 322؛ ج 36، ص 250؛ ج 66، ص 16
آیت الله بهاءالدینی در خصوص تهذیب فرموده بودند:
« تا انسان مراحلی از سازندگی را طی نکرده است، نباید در کارهای اجتماعی وارد شود. افرادی که حوزوی اند و بدون این که خود را ساخته باشند، جذب کارهای اجتماعی و سیاسی شوند، قطعاً ضرر آنان بیشتر از نفعشان خواهد بود.
این بی عقلی ها را باید کنار بگذاریم که تند تند کتابها را بخوانیم تا به جایی برسیم. خیر، باید درسها را با حوصله و دقت خواند.
از محضر استاد استفاده برد، با او بود و حرکاتش را دید تا در نفس انسان تأثیر کند. در کنار آن نیز باید مواظب خود بود. اگر از خود غفلت کنیم عاقبت خوبی نخواهیم داشت.
راه سازندگی نیاز به ممارست شدید دارد.
باید در این مسیر امتحانها داده شود. همه باید این مطلب را بدانیم که با تهذیب نفس است که علم به بار می نشیند و قدرت مفید می شود و خدمت ارزش می یابد. »
و همچنین در این خصوص می فرمودند:
« در چهارده سالگی مبتلا به بیماری سختی شدم که مرتب خونریزی داشتم. حالم سخت بود. از خدا خواستم که با لطف و عنایتش مرا شفا دهد. بحمدالله شفا یافتم.
از همین سن بود که توجه و اعتماد بسیاری به دستگاه خداوند پیدا کردم. به طور جدی- اما معقول و منطقی- شروع به تهذیب کردم. در کنار درس و بحث، که تمام ساعات روزانه ام را فرا می گرفت، لحظه ای از خدا غافل نمی شدم. خود را در برابر خداوند هیچ می دانستم.
از آن روز، تحت تأثیر تشویق، تعریف و یا شهرت قرار نمی گرفتم؛ روزها به درس و روزه و شبها به مطالعه، تفکر و تهجّد اشتغال داشتم. در خود امید عجیبی به خدا و قطع امید از غیر خدا احساس می کردم. از این رو، سعی فراوانی در راز و نیاز در شبها و یاد خدا در روزها داشتم.
اوضاع حوزه های علمی در آن روز نیز چنین بود. به یاد دارم، بیش از شانزده سال نداشتم که یک ساعت قبل از اذان صبح در فیضیه قدم می زدم. و گاهی که نگاهم به حجره ها می افتاد، تمام چراغهای آنها را روشن می دیدم، به طوری که بجز یک حجره همه طلاب مشغول تهجّد و شب زنده داری بودند.
آن چنان با نشاط بودند که گویی اصلاً فشار فقر را متوجه نمی شدند.
با تهذیب نفس علم به بار می نشیند و ثمره می دهد. قدرت، مفید می شود و خدمت، ارزش می یابد.
ارج و بهای افراد به خودسازی، تهذیب نفس و توجه به خداست.
هر چه تهذیب افزایش یابد، مشکلات و نابسامانی ها آسان و قابل تحمل می شوند و در پی آن تأیید الهی مسائل را حل می کند و اگر خدای ناکرده این وظیفه اصلی فراموش شد، تمامی زحمات هدر می رود.
آری، تهذیب نفس است که مسؤولین را صالح و دلسوز، روحانیت را موفق و مؤثر و سرانجام جامعه را پاک و با صفا می کند. »
|
دختر مسيحي که هنوز اسلام نياورده با آرامش خاصي اينگونه جواب ميدهد که تصميم گرفته حجاب اسلامي را به اين خاطر استفاده کند که دختران مسلمان از آن استفاده ميکنند.
|
![]() |
به گزارش "بیداری اسلامی"، وقتي ۱۳ ساله بودم يکي از همکلاسي هايم به مدرسه آمد در حاليکه روسري بر سر داشت. هرچند در سالهاي دهه ۸۰ ميلادي در مراکش اکثر جمعيت را مسلمانان تشکيل مي دهند ولي در مدرسه مسيحي شايد استفاده يک دانش آموز مسيحي از پوشش اسلامي کمي عجيب به نظر مي رسيد. دختران مسيحي با سوالات بسياري دور دختر را گرفته بودند ولي جواب اين سوالات ناگفته را دختر مسيحي که هنوز اسلام نياورده است با آرامش خاصي اينگونه مي دهد که او تصميم گرفته حجاب اسلامي را به اين خاطر استفاده کند که دختران مسلمان از آن استفاده مي کنند.
وقتي دختران همکلاسي بيشتر تعجب مي کنند دختر با حجاب اما مسيحي مي گويد در دين ما هم بر اساس تقوا و پرهيزگاري و درجه ايمان بايد پوشش اسلامي داشته باشيم. پنج سال بعد وقتي وارد دانشکده رباط پايتخت مراکش شدم تعداد همکلاسي هايم که حجاب داشتند بيشتر شده بود. بعد از سالها در حاشيه قرار گرفتن نقاب و حجاب کامل اسلامي امروز در بسياري از کشورهاي اسلامي و غير اسلامي زنان مسلمان به جاي استفاده از لباس هاي بلند از حجاب کامل استفاده مي کنند و علت اين روي آوردن مجدد زنان مسلمان به اين نوع حجاب موضوع اصلي کتاب «ليلا احمد» جامعه شناس و استاد دانشگاه هاروارد است که سالهاي بسياري نيز درباره فمينيسم تحقيق کرده است.
وي در کتابش با عنوان «يک انقلاب خاموش: حيات حجاب از خاورميانه تا آمريکا» از جرياني صحبت مي کند که از کلاس هاي دبيرستانش آن را احساس کرده و در دانشگاه آن را ديده است. احمد در اين کتاب رشد اسلام در کشورهاي غربي آنهم با رواج دوباره پوشيه يا حجاب کامل زنان مسلمان را به پازلي تشبيه مي کند که قطعات آن همينطور کنار هم قرار مي گيرند.
وي اعتقاد دارد امروز در بسياري از کشورهاي غربي حجاب اسلامي به امري کاملاً اعتقادي در ميان مسلمانان و غير مسلمانان تبديل شده است که با اختيار کامل انتخاب مي شود و زنان به صورت داوطلبانه در ميان اين همه تبليغات عليه اسلام باحجاب مي شوند. احمد در کتابش مشاهدات خود را درباره حجاب و گسترش اسلام به عنوان يک انقلاب خاموش بيان مي کند و مي نويسد شايد احزاب اسلامي حجاب و اسلام را تبليغ کنند ولي کمتر پيش مي آيد که حزبي بخواهد اهداف سياسي خود را در اين موضوع دخالت ندهد.
در بسياري از جوامع ثابت شده است که شايد پولهايي که از عربستان سعودي مي آيد بتواند کمي از فعاليت هاي احزاب اسلامي را بهبود بخشد ولي هميشه انقلاب اسلام موضوعي است که هيچ ارتباطي با جنگ سرد دنياي عرب و احزاب مختلف ندارد بلکه اين موضوع يک امر کاملاً جهاني است و به اشخاصي مثل مقامات سعودي يا جمال عبدالناصر مصري ارتباطي ندارد. هميشه در دنياي عربي بين سکولارها و راديکالهاي وهابي رقابت شديد برقرار بوده و وهابي ها تنها براي افزايش تعداد با حجاب ها و اشخاص هم شکل خود سرمايه گذاري مي کنند. ولي برخلاف اين گروههاي وهابي امروزه مسلمانان در دانشگاهها بدون پول و با درس و نصحيت اسلام را اشاعه مي دهند که لزوماً دانشجويان فلسفه يا علوم انساني نيستند بلکه دانشجويان پزشکي و مهندسي با اينکه به علوم فقهي و قانوني اسلامي آشنايي کامل ندارند ولي خود از مراجع اصلي تبليغات براي گسترش دين اسلام محسوب مي شوند.
احمد که پيش از اين کتاب مشهور زن و جنس در اسلام را نوشته است درباره کتاب جديدش و موضوع آن اعتقاد دارد در جوامعي مثل آمريکا که براي پوشيدن هرچيزي آزاد هستيد، دين اسلام به سرعت پيشرفت مي کند که عمده ترين قشر مخاطب آن نسل جديد متولد شده در اين کشور محسوب مي شوند. وقتي سازمان هاي اسلامي مثل انجمن اسلامي آمريکاي شمالي براي دوره جديد رياست خود زني به نام «اينگريد ماتسون» را انتخاب مي کند به صورت خودجوش دستورات قرآن براي جايگاه زن در دين اسلام تبليغ ميشود و انتشار ترجمه انگليسي قرآن توسط لاله بختيار در شيکاگو تمام سلسله مراتب قيد شده در دين مسيحيت به خصوص ارتدکس ها براي زنها را به طور جدي زير سوال مي برد که نتيجه آن روي آوردن زنان مسيحي به دين اسلام است.
امروزه در کشورهاي غربي زنان مسلمان با وجود فشارهاي سياسي روي مسلمانان با حجاب اسلامي سعي مي کنند با فعاليت هاي مستمر خود ثابت کنند که اسلام تمام قوانين خود را براي پيشرفت زنان قرار داده است.
در حاشیه تحریم نفت ایران از سوی اتحادیه اروپا!
و فرو رفتن غرب در باتلاق اقتصادی ... !
.

