گفته شده پلی است که در روزقیامت هر فردی برای ورود به بهشتباید از آن بگذرد. که این پل نازک تر از مو و برنده تر از شمشیر است که باعث میشود کناهکاران از روی آن به درون آتش جهنم که در زیرش قرار دارد بیافتند.

نقل شده که روز قیامت هنگامیگه حساب و کتاب انجامی می گیرد و نامه اعمال هرکس به دستش داده می شود و آنها را از پل صراط عبور می دهند. انسانها در وقت عبور از آن با چندین حالت مختلف عبور می کنند، بعضی در حالت ایستادن و افتادن، بعضی به صورت برق از پل صراط عبور می کنند، بعضی دیگر مثل پرنده و بعضی مانند اسب تیز رو در حالت دویدن و برخی بصورت پیاده از آن عبور می کنند و کسیکه تقدیدرش افتادن در جهنم باشد در آن خواهد افتاد و بیشترین انسانها بخاطر اعمالشان در جهنم خواهد افتاد.
![]()
اگر چه لفظ «پل صراط» در قرآن نیامده اما در برخی روایات، به این لفظ تصریح شده است؛ مثلاً، امام صادق (ع) در تفسیر کلمه ی مرصاد، در آیه 14 سوره ی فجر، آن را پلی دانسته اند که از جهنم می گذرد.
جهت روشن شدن موضوع، مطالبی در باره ی کلمه ی صراط بیان می کنیم. صراط به معنای راه است و منظور از کلمه ی صراط مستقیم که در برخی آیات قرآن آمده ، راه راست و طریق هدایت در همین دنیاست که اگر کسی در این مسیر باشد، در آخرت نیز بر آن خواهد بود و اگر کسی از این مسیر منحرف گردد و پایش بلغزد، در آنجا هم سقوط خواهد کرد.
شاهد کلام ما، روایتی است که از امام صادق (ع) نقل شده است، ایشان می فرمایند: «صراط، یعنی طریق معرفت خداوند، که شامل دو صراط می شود، صراطی در دنیا و صراطی هم در آخرت. اما صراط در دنیا، امامی است که اطاعت او واجب است و اما صراط در آخرت، پلی است که بر روی جهنم زده شده است، و هر کسی در دنیا از صراط دنیا، به درستی رد شود (یعنی امام خود را بشناسد و او را اطاعت کند) در آخرت نیز از پل آخرت به آسانی می گذرد. و کسی که در دنیا امام خود را نشناسد، در آخرت هم، قدمش بر پل آخرت می لغزد و به درون جهنم سقوط می کند.»
معنای این جمله ی امام، آن است که این دو صراط با هم ارتباط دارند؛ یعنی هر که در دنیا در صراط باشد در آخرت از پل صراط به آسانی خواهد گذشت و در جهنم سقوط نمی کند و در واقع، پل صراط مطرح شده در روایات، بروز و ظهور همان پل صراط دنیاست که از آن به امام و ... تعبیر شده است و مردم مکلف هستند در این مسیر باشند.
پس اگر در روایات، از صراط که یکی از مواقف روز قیامت است، با تعابیری چون پل صراط، پل جهنم و... یاد شده است، صرفا برای آشنایی ذهن مردم با این مسئله و سهولت فهم آن می باشد.

و می فرماید: در آخرالزمان به پدران و مادران به طور علنی دشنام می دهند و سادات خوار می شوند و جنون و دیوانگی فراوان می شود.
رسول اکرم (ص) به برخی از اطفال نظر کردند و فرمودند: وای بر فرزندان آخر الزمان از دست پدر هایشان.
گفتند: ای رسول خدا از پدر های مشرکشان؟
فرمودند: نه، بلکه از دست پدرهای مومنشان که به آن چیزی از واجبات را یاد نمی دهند و اگر اولاد- واجبات دین را یاد بگیرند پدران آنها را منع می کنند. پس من از آنها برائت می جویم و ایشان هم ازمن برائت می جویند و از آن اولاد به متاع کمی از مال دنیا راضی می شوند.
امام جعفر صادق(ع) می فرمایند: در آخر الزمان، زمانی خواهد آمد که مرد بر پدر خود دروغ می بندد و در حق پدر و مادر خویش نفرین می کند و به مرگ آنان خوشحال می شود.
منبع: نشانه های ظهور امام عصر(عج)،ص۵۶.

زاهدی را گفتند چه چیز ترا متحول ساخت؟
: در پاسخ گفت چهار کس مرا ساختند .

آقای انتظام کاشمری - واعظ - نقل می کرد که:
به خدمت حاج شیخ حسنعلی اصفهانی عرض کردم: دستوری مرحمت فرما که توفیق تهجد یابم و گشایشی در کارم حاصل شود. فرمودند:
« هر صبح، از تلاوت قرآن مجید مخصوصاً (سوره یس) غفلت منما، انشاء الله توفیق رفیق خواهد گشت. »
به کاشمر بازگشتم و هر بامداد، در حین راه رفتن، به قرائت سوره یاسین مداومت می کردم، اما نتیجه ای به دست نمی آمد.
سال دیگر در ایام عید به مشهد مشرف شدم و در یک شب بارانی برای اصلاح کاری به خانه یکی از علماء شهر رفتم چون در آن شب آقا به بیرونی نیامده بود، دست خالی بیرون آمدم و اندیشیدم: خوب است به خدمت حاج شیخ حسنعلی شرفیاب شوم و ازعدم حصول نتیجه او را آگاهی دهم. با این فکر به منزل حاج شیخ آمدم، دیدم که جماعتی در اطاقند و در بسته است و ایشان، مشغول گفتار و موعظه هستند.
با خود گفتم: اگر در اینحال به اطاق روم، ممکن است که جائی برای نشستن من نباشد و دیگر آنکه شاید سخن شیخ به سبب ورود من به اطاق، قطع شود. از این رو بود که پشت در نشستم و به سخنان ایشان گوش دادم تا مجلس تمام شد و به حضورش شرفیاب شوم.
در همین زمان، ناگاه شنیدم که مرحوم حاج شیخ موضوع فرمایشات خود را تغییر دادند و فرمودند:
« برخی از من دعای توفیق سحری و گشایش امور می خواهند، دستور می دهم که قرآن تلاوت کنند، لیکن به جای آنکه رو به قبله و در حال توجه به قرائت پردازند، در حال راه رفتن، سوره یاسین می خوانند و بعد به قصد گله می آیند که از دستور من حاصلی نگرفته اند.
تازه در شب بارانی ابتدا، به منظور انجام کار دنیایی خود، به در خانه دیگران می روند و چون به مقصد نمی رسند، به فکر آخرت افتاده، سری هم به منزل من می زنند؛ این که شرط انصاف نیست، خوب است بروند و هر بامداد رو به قبله با توجه و تدبر و نه بالقلقه لسان، به تلاوت کلام الله پردازند آنگاه اگر مقصود شان حاصل نشد گله مند گردند. »
پس از این سخنان، باز به موضوع اصلی سخن خود پرداختند. و پس از پایان گفتار، در باز شد و من داخل شدم. جناب شیخ محبت فرمودند و پرسیدند حاجتی داری؟
عرضه داشتم: جواب خود را شنیدم
فرمودند: پس معطل چه هستی؟
برخاستم و خداحافظی کردم


سلام مطالب بسیار عالیست .
این دوبیت شعر حافظ هدیه از طرف بنده به خاطر زحماتتان در این وبلاگ :
آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است / با دوستان مروت با دشمنان مدارا
درکوی نیک نامی ما را گذر ندادند / گر تو نمی پسندی تغییر ده قضا را
اشعاری بسیار زیبا در وصف مولای عرشیان وفرشیان حضرت اسدالله الغالب امیرالمومنین حیدر کرار از زبان زنده یاد آقاسی /روحش شاد
عده ای از جوانان خدمت علامه حسن زاده املی رسیدند و از حضرتش خواستند که آن ها را نصیحتی بفرمایند.
حضرت اقا فرمودند:
سعی کنید با نامحرم رابطه نداشته باشید چه زن باشد چه مرد!
گفتند اقا مگر مرد هم نامحرم می شود؟ علامه فرمودند: هر کس با خدا ارتباط ندارد نامحرم است.
بنگر حیرت عقل را و جرأت عشق را
بگذارعاقلان مارا به ماندن بخوانند، راحلان طریق میدانند که ماندن نیز در رفتن است


عکس شهدا را می بینیم عکس شهدا عمل می کنیم 