نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 30 مهر 1393 توسط behmaram |
ارسال نظر(0)

مناظره علی بن میثم با ابوالهذیل علاف در عقاید
سید مرتضی رحمت الله علیه نقل کرده است که شیخ مفید رحمت الله علیه فرمود: ابوالحسن علی بن میثم که از طایفه امامیه است از ابوالهذیل علاف که از اهل سنت سوالی پرسید که: آیا نمی دانی که شیطان نهی می کند از همه خیرات و امر می کند به جمیع بدی ها؟ ابوالهذیل گفت: بلی. می دانم. علی بن میثم رحمت الله علیه فرمود: آیا جایز است که امر کند به همه بدی ها و همه بدی ها را نداند و نهی کند از همه خوبی ها ولی همه خوبی ها را نداند؟ ابوالهذیل گفت: خیر جایز نیست. پس ابوالحسن فرمود: به تحقیق ثابت شد که شیطان همه خیر و شر را می داند. ابوالهذیل گفت: بله صحیح است. ابوالحسن فرمود: پس به من خبر ده از امامی که به آن معتقدی که بعد از رسول خدا همه خیر وشر را می داند. علاف گفت خیرٰ چنین ادعایی در مورد امامانم ندارم. علی بن میثم به او فرمود: بنا بر این شیطان اعلم است از امام تو پس ابوالهذیل ساکت شد و دیگر چیزی نگفت. ♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥ منبع: مجالس در مناظراتٰ( مرحوم شیخ مفید) فصل سومٰ مناظره علی بن میثم با ابوالهذیل در باب اعتقادات
سید مرتضی رحمت الله علیه نقل کرده است که شیخ مفید رحمت الله علیه فرمود: ابوالحسن علی بن میثم که از طایفه امامیه است از ابوالهذیل علاف که از اهل سنت سوالی پرسید که: آیا نمی دانی که شیطان نهی می کند از همه خیرات و امر می کند به جمیع بدی ها؟ ابوالهذیل گفت: بلی. می دانم. علی بن میثم رحمت الله علیه فرمود: آیا جایز است که امر کند به همه بدی ها و همه بدی ها را نداند و نهی کند از همه خوبی ها ولی همه خوبی ها را نداند؟ ابوالهذیل گفت: خیر جایز نیست. پس ابوالحسن فرمود: به تحقیق ثابت شد که شیطان همه خیر و شر را می داند. ابوالهذیل گفت: بله صحیح است. ابوالحسن فرمود: پس به من خبر ده از امامی که به آن معتقدی که بعد از رسول خدا همه خیر وشر را می داند. علاف گفت خیرٰ چنین ادعایی در مورد امامانم ندارم. علی بن میثم به او فرمود: بنا بر این شیطان اعلم است از امام تو پس ابوالهذیل ساکت شد و دیگر چیزی نگفت. ♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥ منبع: مجالس در مناظراتٰ( مرحوم شیخ مفید) فصل سومٰ مناظره علی بن میثم با ابوالهذیل در باب اعتقادات
نوشته شده در تاريخ یکشنبه 20 مهر 1393 توسط behmaram |
ارسال نظر(0)
نوشته شده در تاريخ یکشنبه 20 مهر 1393 توسط behmaram |
ارسال نظر(0)
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 16 مهر 1393 توسط behmaram |
ارسال نظر(3)

شبی در محفلی ذکر علی بود شنیدم عارفی فرزانه فرمود اگر آتش به زیر پوست داری نسوزی گر علی را دوست داری خورشید شکفته در غدیر است علی باران بهار در کویر است علی بر مسند عاشقی شهی بی همتاست بر ملک محمدی امیر است علی مدح علی و آل علی بر زبان ماست / گویا زبان برای همین در دهان ماست
نوشته شده در تاريخ سهشنبه 18 شهریور 1393 توسط behmaram |
ارسال نظر(0)

در گردان ما برادری بود که عادت داشت پیشانی شهدا را ببوسد. وقتی شهید شد بچه ها تصمیم گرفتند به تلافی آن همه محبت، پیشانی او را غرق بوسه کنند. پارچه را کنار زدیم پیکر بی سر او دل همه ی ما را آتش زد. راوی: رزمنده ی لشگر
نوشته شده در تاريخ شنبه 18 مرداد 1393 توسط behmaram |
ارسال نظر(0)
آیتالله بهجت(ره) میگوید: علمای سابق که آن همه در علم و عمل موفق بودند و عمر با برکت داشتند و از انحراف فکری سالم بودند، در اثر خوردن غذای حلال و اجتناب از غذاهای شبههناک بوده است.

بنابراین اسلام برای صحت و سلامتی، ارزش و اهمیت ویژهای قایل بوده و از این رو فقه و سنت اسلامی مملو از مطالب و دستور العملهایی در این زمینه است به همین مناسبت توصیههایی را از مرحوم آیتالله بهجت درباره غذاخوردن در ادامه میآوریم:
وای بر ما اگر در خصوص خوردنیها و نوشیدنیها از حرام اجتناب نکنیم؛ زیرا همین غذاها است که منشأ علم و ایمان یا کفر ما میشود!
یکی از معمرین علمای نجف که حدوداً صد سال از عمرش میگذشت، میفرمودند: تا این ساعت به طبیب مراجعه نکردهام، عرض شد آقا! چطور میشود؟ شما چه برنامهای را در زندگی رعایت کردهاید که تاکنون بیمار نشدهاید؟ فرمودند: فقط تابع شرع مقدس بودهام. یعنی در خوردن غذاها کماً و کیفاً و جهات دیگر فقط به دستور شرع عمل کردهام.
امروزه مردم غذای لذیذ میخواهند نه غذای مفید. اصولاً غذاهای سرخ کرده ضرر دارند ولی چون به ذائقه انسان خوش میآیند، لذا همه خواهان آن هستند و توجه به ضرر آن ندارند. همچنین ما غذاهای لذیذ را خوب و مفید، و غذاهای غیر لذیذ را بد میدانیم، در حالی که چه بسا غذاهایی که با روغن سرخ شده، مضر باشند، ولی غذای آبپز نظیر آب گوشت مفید باشد.
خرما، شیر، ماست و روغن زیتون جامع بین غذا و دوا هستند. در مواردی انسان به غذایی میل دارد، ولی مظنون است که موجب مرض است. اخلال در نظم خوردن و هضم آن، و نیز اخلال در نظم خواب و دیگر کارها، موجب تاخیر تأثیر در آنهاست.
خوردن غذای شبههناک و نیز خوردن غذای کسی که از حرام پرهیز ندارد، هرچند جایز است؛ ولی انسان را مریض و از عبادات محروم میکند و یا سبب سلب توفیق میشود.
اعتدال در غذا برای سلامت مزاج خیلی مفید است. اگر انسان همیشه به نان خوردن عادت داشته باشد بهتر است گاهی برنج بخورد، و اگر همیشه برنج میخورد بهتر است گاهی نان و یا آش بخورد و تنوع در غذا داشته باشد. شخصی دندانش درد میکرد، نزد طبیب رفت که آن را بکشد، طبیب گفت: اگر سردرد گرفتی سرت را هم میکشی؟! اعتدال معده، دندادن درد را هم برطرف میکند؛ و بالاخره آن آقا دندانش را نکشید!
انسان میتواند با رعایت آداب شرعی و دستورهای دینی، از اطبا بینیاز شود. آقایی به فرزندانش تذکر میداد: سفارشی در فلان دکتر نوشتهام و آن این است که هر روز صبح یک عدد سیب میل کنید، و کاری به دکترها نداشته باشید.
آقایی که نود الی صد سال سن داشت، میگفت: هر صبح یک سیب رنده میکنند و من میخورم و میتوانم از جا بلند شوم، و در طول سال در خانه سیب نگه میداریم.
اگر تصمیم دارید که در مشهد در ایام زیارتی بیمار نشوید همواره از آبلیمو در وعدههای غذاییتان استفاده کنید که خواص پیشگیری دارد.
تمام فساد و افساد و غلغله و سروصدایی که در روی زمین بوده و هست و خواهد بود، از همین مأکل و مشرب است؛ زیرا تکالیف، متوجه غضب و شهوت است و تناول غذا و نوشیدنی، موجب آنهاست.
علمای سابق که آن همه در علم و عمل موفق بودند و عمر با برکت داشتند و از انحراف فکری سالم بودند، در اثر خوردن غذای حلال و اجتناب از غذاهای شبههناک بوده است. بودهاند کسانی که اگر معصیت یا خلافی از آنها صادر میشد یا غذای ناپاکی میخوردند، متوجه میشدند و میگفتند: تاریک شدیم، حجابی حاصل شد.
از غذای خود از نظر کم و کیف، کم کنید و از خوردن غذاهای محرک بپرهیزید. در هوای آزاد ورزش کنید، خصوصاً شبها و بینالطلوعین مقداری قدم بزنید. و از فکر و نظر در ناظر مهیج خودداری نمایید و برای ازدواج به نحو آسان اقدام کنید و با توبه و تضرع به درگاه خداوند مهربان و توسل به امام عصر(عج) از خداوند بخواهید که شما را از گناه حفظ فرماید.
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 06 مرداد 1393 توسط behmaram |
ارسال نظر(1)
حضرت یوسف از بالاى قصر جوانى را دید كه با لباسهاى مندرس از كنار قصر عبور مى كرد، جبرئیل به حضرت عرض كرد: این جوان را مى شناسى ؟ حضرت یوسف فرمود: نه . جبرئیل فرمود: این همان طفلى است كه در گهواره به سخن آمد و نزد عزیز مصر به پاکدامنی و طهارت تو شهادت داد .. حضرت یوسف فرمود: او را بر من حقى است ، پس دستور داد، جوان را آوردند و امر كرد او را لباسهاى فاخر پوشانیدند و انعام زیاد در حق او ارزانى فرمود... با نگاه به این منظره جبرئیل به خنده آمد ! حضرت یوسف فرمود: آیا احسان ما كم بود كه به نظر تحقیر تبسم كردى !؟ جبرئیل عرض كرد. غرض از خنده من این است تو كه مخلوقى هستى در حق این جوان به واسطه یك شهادت بر حقى كه درباره تو در حال خردسالى و بى اختیاری داده بود این همه احسان كردى ، پس پروردگار بزرگ در حق کسی که بر توحید و وحدانیت او گواهی داده (و یک عمر بگوید: اشهد ان لا اله الا الله ) چقدر احسان خواهد فرمود ... ♥•٠· خزینة الجواهر مرحوم نهاوندى
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 25 تیر 1393 توسط behmaram |
ارسال نظر(1)
روزی در کوچه های کوفه به تنهائی راه می رفت، همانند همه مسلمین در کمال سادگی با نرمی و آرامش و همه جا را زیر نظر داشت، چون مسئول بود و نقش رهبریت جامعه را ایفا می کرد، در راه زنی را ملاحظه فرمود که مشک آب بر دوش و ازنفس افتاده، به آرامی نزدیک آمد و آن زن را خسته و رنجیده خاطر یافت، مشک آب را بدوش گرفت تا زن مقداری استراحت کند، در راه جویای احوال آن زن شد؟ زن عرضه داشت: شوهرم در یکی از جنگها در سپاه علی بن ابی طالب شهید شد، حال من و چند کودک یتیم، بدون سرپرست مانده و آهی در بساط نداریم. امام علی علیه السلام برگشت و آن شب را تا سپیده صبح به ناراحتی گذراند. صبح زنبیل طعامی با خود برداشت و به طرف خانه زن روان شد. بین راه، کسانی از حضرت درخواست می کردند زنبیل را بدهید ما حمل کنیم . حضرت می فرمود: - روز قیامت اعمال مرا چه کسی به دوش می گیرد؟ به خانه آن زن رسید و در زد. زن پرسید: کیست ؟ حضرت جواب دادند: کسی که دیروز تو را کمک کرد و مشک آب را به خانه تو رساند، برای کودکانت طعامی آورده ، در را باز کن! زن گفت: خداوند از تو راضی شود و بین من و علی بن ابیطالب خودش حکم کند. حضرت وارد شد، به زن فرمود: نان می پزی یا از کودکانت نگهداری می کنی؟ زن گفت: من در پختن نان تواناترم، شما کودکان مرا نگهدار! زن آرد را خمیر نمود. امام علی علیه السلام گوشتی را که همراه آورده بود کباب می کرد و با خرما به دهان بچه ها می گذاشت. با مهر و محبت پدرانه ای لقمه بر دهان کودکان می گذاشت و هر بار می فرمود: از خدا بخواهید که علی را ببخشد. خمیر که حاضر شد امیرمۆمنان علیه السلام تنور را هیزم کرد و شعله ور ساخت و چهره مبارک خود را نزدیک می آورد و به خود خطاب می کرد: یا علی آتش دنیا را می بینی چه سوزان است! بدان که آتش آخرت بسیار سوزان تر است. در این میان یکی از زنان همسایه که امام را می شناخت، وارد شد و به مادر کودکان نهیب زد: وای بر تو! می دانی این آقا کیست؟! این پیشوای مسلمین و زمامدار کشور، علی بن ابی طالب علیه السلام است . زن که از گفتار خود شرمنده بود با شتاب زدگی گفت: یا امیرالمۆمنین! از شما خجالت می کشم، مرا ببخش ! اما حضرت با تواضع و فروتنی زیادی فرمودند: شما ببخشید که تا کنون مشکلات شما را حل نکرده بودم، از درگاه خدا بخواهید که علی را مورد عفو و بخشش خود قرار بدهد. منابع: (بحارالانوار، ج ۴۱، ص ۵۲)
نوشته شده در تاريخ شنبه 21 تیر 1393 توسط behmaram |
ارسال نظر(0)

یا صاحب الزمان(عج) ادرکنی .......
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 09 تیر 1393 توسط behmaram |
ارسال نظر(0)
ﯾﮏ ﻋﻤﺮ ﺍﮔﺮﺭﻭﺯﻩﺑﮕﯿﺮﯾﻢ ﻭﺑﮕﯿﺮﯾﺪ ﻭﺑﮕﯿﺮﻧﺪ
ﻫﻤﺘﺎﻧﺸﻮﺩﺑﺎﻋﻄﺶِﺧﺸﮏِﺩﻫﺎﻥِﻋﻠﯽﺍﺻﻐﺮ
