
حجت الاسلام و المسلمین قرائتی در پاسخ به این سوال که مرگ انسان به دست کیست ؟ خدا، یا عزراییل؟، پاسخ داده است:
درقرآن گاهی خداوند کارهایی را به خودش نسبت می دهد و گاهی همان کار را به دیگری، مثلاً در مورد گرفتن جان انسان، یک جا می فرماید: "الله یتوفی الانفس" خدا، جان مردم را می گیرد.
در جای دیگر می فرماید: "یتوفاکم ملک الموت " ملک الموت (عزراییل) ، جان مردم را می گیرد.
و جای دیگر می فرماید: "توفته رسلنا" فرشتگان ، جان مردم را می گیرند.
هر سه تعبیر قابل قبول است . چنانکه وقتی شما به یک ساختمان نگاه می کنید ، می توانید بگویید: این ساختمان را مهندس ساخت ، این ساختمان را بنا و کارگران ساختند ، این ساختمان را صاحبش ساخت ، نسبت ساختن ساختمان به همه این ها درست است .
چنانکه می توان گفت : کلید، در را باز کرد. دستم در را باز کرد، خودم در را باز کردم. زیرا کلید در اختیار دست و دست در اختیار من است.
در آیات فوق نیز شاید این گونه باشد: فرشتگان جان ها را می گیرند و به عزراییل تحویل می دهند و عزراییل جان ها را به خدا تحویل می دهد.
شاید هم این گونه باشد: جان افراد عادی را فرشتگان می گیرند، جان افراد برجسته را عزراییل می گیرد و جان اولیای الهی را خداوند.
همانگونه که قرآن درباره اهل بهشت تعبیرهای مختلفی دارد، یک جا می فرماید: "یسقیهم ربهم " خداوند آنان را سیراب می کند.
در جای دیگر می فرماید: "یسقون فیها کاساً" اینها از طریقی سیراب می شوند و نامی از خداوند برده نشده است.

سوال: آیت الله بهجت (ره) در توضیح المسائل خود فرموده اند: نگاه کردن به زنان بادیه نشین و روستاییان که عادت به پوشش ندارند، اشکال ندارد.حال این سوالات پیش می آید:
الف) آیا زنانی که در شهر ما از روی عمد و آگاهی حجاب را رعایت نمی کنند حکم بادیه نشینان را دارند؟
ب) آیا رفت و آمد به منزل آن ها و انجام صله رحم در صورتی که موجب نگاه به موی سر و پای بدون جوراب آن ها شود، جایز است؟
آیت الله بهجت (ره)
باسمه تعالی. جواب الف) خیر
جواب ب) طوری رفت و آمد نمائید که آنها را هدایت و ارشاد کنید نه اینکه به گناه بیفتید.
آیت الله خامنه ای (دام ظلّه)
الف) حکم بادیه نشینان را ندارند.ب) جایز نیست.
آیت الله فاضل لنکرانی (ره)
الف) خیر نگاه کردن به آن ها جایز نیست.
ب) رفت و آمد مانعی ندارد. ولی باید از نگاه کردن اجتناب کرد.
منبع:
استفتائات موجود در واحد پاسخ به سوالات جامعه الزهرا(قم)
زیرا خداوند خواسته است که انسان 3 حالت عبادت مخلوقات عالم را داشته باشد:
1- قیام: گروهی از مخلوقات همیشه درمقابل خداوند در حال قیامند.(ملائکه ها)
2- رکوع: گروهی از مخلوقات همیشه در مقابل خداوند در حال رکوعند.( حیوانات)
3- سجود: گروهی ازمخلوقات همیشه درمقابل خداوند درحال سجودند. (خزندگان)

در حالات مرحوم شیخ جعفر كاشف الغطاء كه از بزرگان علماء در قرن سیزدهم و ساكن نجف اشرف بوده، آمده است:
در یكی از شبها كه برای «تهجّد»؛ (نماز شب) برخاست، فرزند جوانش را از خواب بیدار كرد و فرمود: «برخیز به حرم مطّهر مشرّف شده در آنجا نماز بخوانیم. فرزند جوان كه برخاستن از خواب در آن ساعت شب برایش دشوار بود، در مقام اعتذار برآمد و گفت من فعلاً مهیّا نیستم شما منتظر من نشوید، بعد، مشرّف میشوم.»
شیخ فرمود: «نه، من اینجا ایستادهام؛ برخیز، مهیّا شو كه با هم برویم.»
آقازاده، به ناچار از جا برخاست و وضو ساخت و با هم به راه افتادند. كنار در صحن مطّهر كه رسیدند، آنجا مرد فقیری را دیدند نشسته و دست طلب از برای گرفتن پول از مردم باز كرده است.
آن عالم بزرگوار ایستاده و رو به فرزندش فرمود: «این شخص در این وقت شب برای چه اینجا نشسته است؟»
پسر گفت: «برای تكدّی و گدایی از مردم.»
شیخ فرمود: «چه مقدار ممكن است از رهگذران، عاید او گردد؟»
پسر گفت: «احتمالاً مقداری ناچیز.»
شیخ فرمود: «درست فكر كن ببین، این آدم برای یك مبلغ بسیار اندك كم ارزش دنیا آن هم محتمل، در این وقت شب از خواب و آسایش خود دست برداشته و آمده در این گوشه نشسته و دست تذلّل به سوی مردم باز كرده است!
آیا تو، به اندازه این شخص، اعتماد به وعدههای خدا درباره سحرخیزان و متهجّدان نداری كه فرموده است:
«احدی نمیداند كه به پاداش عملشان چه چشم روشنیها برای آنان، ذخیره گردیده است.» (سوره سجده، آیه 17)
گفتهاند آن فرزند جوان از شنیدن این گفتار از آن دل زنده و بیدار، آن چنان تكان خورد و تنبّه یافت كه تا آخر عمر از شرف و سعادت بیداری آخر شب برخوردار بود و نماز شبش ترك نشد!
دوستان عزیز اگر برایتان سخت است كه هر شب نماز شب بخوانید؛ هفتهای یك بار آن هم در شب جمعه بخوانید تا عادت كنید و رفته رفته بیشترش كنید تا بدینوسیله نامتان در زمره "مستغفرین بالاسحار" قرار گیرد.
در قنوت سبزتان ما را از دعای خیرتان فراموش نكنید.
منبع:
زندگینامه شیخ جعفر كاشف الغطاء .

بعد از مدت ها اتوبوس های تندرو BRT امروز صبح میزبان قدوم مبارک ما بود.
و بعد از مدت ها BRT خلوت بود و ما نشستیم و پسر بازیگوشمان نبود و اجازه یافتیم بیاندیشیم.
بعد از مدت ها از پشت شیشهی BRT مغازههای هفت حوض را چهار چشمی نگاه نکردیم .
اما هر از گاهی دختری در بی آرتی با لب های نارنجی جیغ - به چشمم میخورد.
زنی با روسری آب رفته
پیرزنی با کفش پاشنه هفت سانتی
دختر جوانی با آن چهره ی زیبا اما ناخن هایش
تا چشم آدم به ناخن هایش میافتد
باید آدم چشم هایش را دو دستی حفظ کند که مبادا با آنها کور شود .
جالب است!
میان این همه رنگ و لعاب و ..
در میان اندیشه مان
چشم آدم به دختری می افتد که رنگ ندارد، اما بیشتر میدرخشد.
هی فکر میکنم، هی فکر میکنم،
این آدم علاوه بر ایمان یک چیز دیگر هم دارد که بقیه ندارند؟
و آن...
فقط کمی اعتماد به نفس است!
این حجاب و متانت افتخار دارد.
آفرین به تو زن با حجاب مسلمان ایرانی
شما فکر میکنید یه زن محجبه دیگر چه دارد؟ و یک زن بد حجاب چه کم دارد؟

* آیا میتوانیم سالم بار به منزل ببریم و در عین حال به امور مسلمانان و مؤمنین بیتفاوت باشیم؟ آیا امکان دارد بدون اهتمام به امور مسلمانان به مقصود برسیم؟
* توسلات خیلی نافع است. به این امامزادهها زیاد سر بزنید. این بزرگواران همچون میوهها که هر کدام یک ویتامین خاصی دارند، هر کدامشان خواص و آثاری دارند.
* قلبها از ایمان و نور معرفت خشکیده است. قلب آباد به ایمان و یاد خدا پیدا کنید تا برای شما امضا کنیم که امام زمان«عج» آنجا هست.
* اگر بیتفاوت باشیم و برای رفع گرفتاریها و بلاهایی که اهل ایمان بدان مبتلا هستند دعا نکنیم، آن بلاها به ما هم نزدیک خواهد بود.
* خدا نکند حرام در نزد انسان زینت داده شود! این یک بیماری قلبی است که انسان به آن مبتلا میشود که با وجود راههای حلال که نیازش را برآورده میکند خود را به حرام گرفتار مینماید.
* با رعایت اخلاقیات و رفتار صحیح اسلامی، افراد غیرمسلمان هم به اسلام و مسلمانها گرایش پیدا میکنند.
ما براى اوقات خواب خود افسوس مى خوریم كه چرا براى نماز شب بیدار نمى شویم.
در صورتى كه اوقات بیدارى را به غفلت مى گذرانیم!
زیرا اگر در بیدارى، به توجّه و بندگى مشغول بودیم، توفیق بیدارى شب را
نیز براى تهجّد و خواندن نافله ى شب و تلاوت قرآن پیدا مى كردیم.»
تـرانـه زیـبـا و بـه یـاد مانـدنی ِ "یـار دبـسـتـانی مـن"
بـا صدا و اجرای خواننده اصلی ِ آن، جـمـشـیـد جـم
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
یـار دبستانی من ، با من و همراه منی
چوب الف بر سر ما، بغض من و آه منی
حک شده اسم من و تو، رو تن این تخته سیاه
ترکه ی بـیـداد و ستـم ، مونده هنـوز رو تـن مـا
دشت ِ بی فرهنگی ِ ما ، هرزه تموم ِ علفاش
خوب اگه خوب ، بد اگه بد ، مـُرده دلای آدماش
دست مـن و تـو باید این پرده ها رو پاره کنه
کی میتونه جز من و تـو درد ما رو چاره کنه؟

سلام، در اذهان اکثر ما این سوال وجود دارد که نشانه خواب هایی که می توان آن ها را صادقانه دانست چیست؟آیا خواب قابل اعتماد است؟ و به طور کلی، چه خواب هایی را می توان قبول کرد؟ متن زیر سعی دارد به این گونه سوال ها پاسخ دهد. آیا شما با نگارنده هم نظرید؟
خوابیدن و خواب دیدن، یكی از اسرار عجیب خلقت است. و در قرآن كریم و احادیث رسول اكرم و ائمه معصومین ـ صلوات الله علیهم اجمعین ـ هم در مورد رؤیا مطالب زیادی هست كه حقانیت رؤیا را ثابت میكنند.1
مرحوم علامه طباطبایی در تفسیر المیزان میگوید: سه عالم وجود دارد؛ عالم طبیعت، عالم مثال، عالم عقل. روح انسان به خاطر تجرّدی كه دارد، در خواب با آن دو عالم (عالم مثال و عقل) ارتباط پیدا میكند و به میزان استعداد و امكان، حقایقی را درك میكند. اگر روح كامل باشد، در فضای صاف، حقایق را درك میكند و اگر در كمال به آخرین درجه نرسیده باشد، حقایق را در قالبهای دیگر میبیند. همانطور كه در بیداری، شجاعت را در شیر و حیله را در روباه و بلندی را در كوه میبینیم، در خواب، علم را در قالب نور، ازدواج را در قالب لباس و جهل و نادانی را به صورت تاریكی مشاهده میكنیم. ما نتیجه مقدمه را با ذكر مثالهایی بیان میكنیم، كسانی كه خواب میبینند چند دستهاند:
دسته اوّل: كسانی كه روح كامل و مجردی دارند، و بعد از خواب رفتن، حواس با عالم عقل مرتبط شده و حقایقی راصاف و روشن از دنیای دیگر دریافت میكنند. (نظیر تلویزیونهای سالم با آنتنهای مخصوص جهتدار كه برفراز قلهها و بلندی ها امواج ماهوارهای را از نقاط دور دست میگیرد (این گونه خواب ها كه دریافت مستقیم و صاف است نیازی به تعبیر ندارد).
دسته دوّم: خواب كسانی است كه دارای روح متوسط هستند، كه در عالم رؤیا حقایق را ناصاف و همراه با تشبیه و تخیل دریافت میكنند (كه باید مفسری در كنار دستگاه گیرنده، ماجرای فیلم را به دور از برفكها توضیح دهد و به عبارتی عالمی آن خواب را تعبیر كند).
دسته سوّم: خواب كسانی است كه روح آنها به قدری متلاطم و ناموزون است كه خواب آنها مفهومی ندارد. (چنان كه آشنایان با فیلم هم، از صحنههای مختلف و پر برفك تلویزیونی، چیزی سردر نمیآورند) این نوع رؤیاها قابل تعبیر نیستند، كه در قرآن به اضغاث احلام (خوابهای آشفته) تعبیر شده است.2
سه عالم وجود دارد؛ عالم طبیعت، عالم مثال، عالم عقل. روح انسان به خاطر تجرّدی كه دارد، در خواب با آن دو عالم (عالم مثال و عقل) ارتباط پیدا میكند و به میزان استعداد و امكان، حقایقی را درك میكند. اگر روح كامل باشد، در فضای صاف، حقایق را درك میكند.
علامت های رؤیای صادقانهكسی كه میخواهد با دلیل و علامت صحیح از درستی خواب خود آگاه شود اموری را باید رعایت كند از جمله این كه:
1. وضو داشته باشد؛ 2. بر پهلوی راست بخوابد؛ 3. در هنگام خواب خداوند متعال را یاد كند؛ 4. شكمش نه زیاد پر شده باشد و نه گرسنه باشد.3
همچنین اموری كه احتمال صادق بودن رؤیا را تقویت میكند از این قرارند:
1. خواب. در ثلث آخر شب دیده شود، كه آن وقت نزول ملائكه است.4
2. خواب در حالت ناپاکی و بیوضویی دیده نشده باشد.5
در حدیثی از رسول اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ چنین نقل شده است: خواب بر سه قسم است: یا بشارتی از سوی خداوند است، یا غم و اندوهی از طرف شیطان است و یا مشكلات روزمره انسان است كه در خواب آن را میبیند.6 خواب صادق از دو قسم آخری نمیباشد.حدود حجت رؤیا
رؤیا در مورد ما انسانها كه معصوم نیستیم در صورتی حجت است كه بدانیم از نوع رؤیاهای صادق است و افرادی كه كارشناس این فن هستند، حجیت رؤیا را تأیید كنند. امّا به هر حال باید دانست كه رؤیا امری قائم به شخص (بیننده خواب) میباشد و نمیتوان آن را در مورد دیگران تعمیم داد.خلاصه بحث
رؤیا از مسائل پیچیده خلقت است، كه خداوند متعال به وسیله آن عنایتهایی را شامل حال انسان میسازد. و از جمله علامات رؤیای صادق عبارت است از این كه خواب در ثلث آخر شب دیده شود، و اضغاث احلام نباشد، و با شكم پر و بدون طهارت دیده نشده باشد، و برای اولیاء الهی میتواند تا حدود زیادی حجت باشد.7
1. از جمله آن روایات: قال رسول الله ـ صلّی الله علیه و آله ـ : «انّ الرویا الصادقه جزءمن سبعین جزء من النبوه» رؤیای صادقانه و حقایقی كه از آن راه الهام میشود ارزش یك جزء از هفتاد جز نبوت دارد. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج 14، ص 435.
2. قرائتی، محسن، تفسیرنور، قم، مركز فرهنگی درسهایی از قرآن. 1378، ج 6، ص 23.
3. ابوالفضل جیش بن ابراهیم تفسیلی، تعبیر خواب كامل، مترجم عبدالله موسوی، ایران، انتشارات فؤاد، 1378، ص 5.
4. مجلسی، محمد باقر، حلیة المتقین، قم، انتشارات هجرت، 1373، ص 246.
5. ابوالفضل جیش بن ابراهیم تفسیلی، تعبیر خواب، همان.
6. قرائتی، محسن، تفسیر نور، قم، مركز فرهنگی درسهایی از قرآن، 1378، ج 6، ص 23.

