نوشته شده در تاريخ دوشنبه 07 فروردین 1391 توسط behmaram | ارسال نظر(0)
http://static1.cloob.com//public/user_data/album_photo/1628/4883734-b.jpg

 

 

 
به رضای خدا رضا بودن
با تمام غریبه ها این جا
مهربان بودن، آشنا بودن
شکر یعنی که زیر چتر دعا
باز جاروکش حرم باشیم
در جوار کریم اهل البیت
دست و دل باز با کرم باشیم
شکر یعنی به دست مهر و وفا
گره از کار بسته وا کردن
با نشانی که روی سینه ی توست
خدمت خلق بی ریا کردن
شکر یعنی که با تمام وجود
به خلوص عقیده افزودن
مثل ایینه های پاک حرم
حرف دل با زبان یکی بودن
شعر یعنی همین که گفتی تو
اشهد انک تردّ سلام
خویش را بنگری بدون حجاب
در همان حال در حضور امام
شکر یعنی برای سرمه ی چشم
ذره ای از غبار فرش بگیر
گر که دلبسته ی زمین هستی
اوج تا آسمان و عرش بگیر
شکر تنها نباشد آن که سحر
بگذاری به خاک پیشانی
شکر یعنی پناه مردم باش
در گرفتاری و پریشانی
شکر یعنی که در حریم حرم
با خودت عشق آن چه هست آور
در حرم دلشکسته بسیار است
تا توانی دلی به دست آور
شکر یعنی به خانه ی فقرا
گاه گاهی چو ماه سر بزنی
شکر یعنی به آشیان یتیم
چون کبوتر همیشه پر بزنی
شکر یعنی اگر خطا کردی
توبه کن عذرخواه و نادم باش
لحظه ای غفلت از امام مکن
در حضور و غیاب خادم باش
شاید آن جا که می گذاری پای
پر و بال فرشته ای باشد
شاید اشکی که می چکد به زمین
نامه ای دل نوشته ای باشد
شکر یعنی که در کنار ضریح
چشم دل باز کن که جان بینی
شاید از پیش رو و بالاتر
جلوه ی صاحب الزمان بینی
(غفورزاده«شفق»)
  •  
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 07 فروردین 1391 توسط behmaram | ارسال نظر(0)

 

[http://www.aparat.com/v/5c9e1d4f227986c2ca6f071baba7711b156746]
ویدیو های مشابه
نوشته شده در تاريخ شنبه 05 فروردین 1391 توسط behmaram | ارسال نظر(0)

حجت الاسلام والمسلمین قرائتی در سلسله جلسات درسهایی از قرآن با عنوان «انفاق و كمک به دیگران»گفت:«بنده طلبه جوانی بودم، یک تاجری افطاری دعوتمان كرد، خوب ما هم طلبه‌ نویی بودیم و رفتیم افطاری خوردیم، بعد دیدم جزء جزء قرآن آوردن و گفتند: قرآن بخوانید. گفتیم كه مگر قرار بود قرآن بخوانیم؟ ما افطاری آمده بودیم. گفت: نه! باید برای مرحوم فلانی یک سوره هم بخوانی، گفتم: من قرآن نمی‌خوانم. گفت: دعوتت كرده‌ایم. گفتم: باید به من بگویی كه برای قرآن خواندن می‌آیی، قرآن خواندن افتخار است، اما شما اینكه افطاری می‌دهی و به قرآن می نشینی، این اسارت و من قبول نمی‌كنم. گذاشتم كنار. گفت: مدیونی! گفتم: مدیون هستم؟ بیا بخور! یک سور داده‌ای، یک سورت می‌دهم. وقتی من را برای افطاری دعوت می‌كنی.

حدیث داریم: «اخْدُمْ‏ أَخَاكَ» خیلی حدیث قشنگ است.‏ خیلی حدیث قشنگ است. «اخْدُمْ‏» یعنی خدمت كن، «اخْدُمْ‏ أَخَاكَ» به برادر دینی‌ات خدمت كن. كفش‌هایش را جفت كن، در بارش كمكش كن، مسافر است می‌توانی برسانی، برسانش. اما «فَإِنِ اسْتَخْدَمَكَ» «فَإِنِ» یعنی اگر «اسْتَخْدَمَكَ» اگر تو را استخدام كرد، گفت بیا این كار را برای من بكن، «فَلا» نه! نه! نه! نه! دیگر قبول نكن.

من كفش‌هایت را جفت می‌كنم. اما اگر شما گفتی كفش‌هایت را جفت كن، جفت نمی‌كنم. من دست شما را می بوسم، اما اگر شما گفتی... عزتت را نشكن. دست آقا را می‌بوسیم، اما اگر آقا گفت دست من را ببوس، نمی‌بوسیم.

امام رضا(ع) مهماندار شد. چراغی كه در اتاق بود، فتیله‌ی چراغ نامیزان شد، مهمان دستش را دراز كرد فتیله را درست كند، امام رضا(ع) فرمود دست‌تان را بكشید، خودم درست كنم. گفت: آقا مگر كاری است؟ گفت: نامرد است كسی كه از مهمانش كار بكشد. این علامت نامردی است. كه آدم یك كسی را مهمان كند، بعد بگوید، این كار را بكن و این كار را نكن.

گفت: آقا كاری نیست. گفت: همین مقداری كه شما نشسته دستت را دراز می‌كنی، این علامت نامردی است. مهمان، مهمان است. خودش می‌خواهد كار بكند، طوری نیست. اما شما اذیتش نكن.»

نوشته شده در تاريخ پنج‌شنبه 03 فروردین 1391 توسط behmaram | ارسال نظر(0)


مردم اغلب بي انصاف، بي منطق و خود محورند، ولي آنان را ببخش
اگر مهربان باشي، تو را به داشتن انگيزه هاي پنهان متهم ميكنند، ولي تو مهربان باش
اگر شريف و درستكار باشي، فريبت ميدهند، اما تو شرافت پيشه كن
نيكي هاي امروزت را فراموش ميكنند ولي باز هم نيكي كن
بهترينهاي خود را به دنيا ببخش حتي اگر هيچ گاه كافي نباشد

در نهايت ميبيني:
هر آنچه كه هست، ميان تو و خداست، نه ميان تو و مردم


نوشته شده در تاريخ پنج‌شنبه 03 فروردین 1391 توسط behmaram | ارسال نظر(0)
هفت جایی که حقیر شدم 

 

هفت جا ، نفس خویش را حقیر دیدم


نخست
: آنکه به پستی تن میدادم تا بلندی یابم

دوم
: آنکه در برابر از پاافتادگان ، میپریدم

سوم
:آنکه میان آسانی و دشوار مختار شدم و آسان را برگزیدم

چهارم
: آنکه گناهی مرتکب شدم و با یادآوری اینکه دیگران نیز همچون من دست به گناه میزنند ، خود را دلداری دادم

پنجم
: آنکه از ناچاری ، تحمیل شده‌ای را پذیرفتم و شکیبایی‌اش را ناشی از توانایی دانستم

ششم
: آنکه زشتی چهره‌ای را نکوهش کردم ، حال آن که یکی از نقاب‌های خودش بودم

هفتم
: آنکه آوای ثنا سردادم و آن را فضیلت پنداشتم.








خـــــــدایـــــــــــــا در گلویم ابـــر کوچــکی ست

که خیــال بـارش نـــدارد.

میــــــشود مــرا بــغل کنـــی ؟!

دلـتنگــ ..
کـه می شـوی دیگر انــتــظــار معنا نـدارد !
نوشته شده در تاريخ پنج‌شنبه 03 فروردین 1391 توسط behmaram | ارسال نظر(0)
 
امام خمینی:یک سال دیگر از عمر ما گذشت.شما جوانان رو به پیری و ما پیران رو به مرگ پیش می رویم.در این یک سال تحصیلی شما به تحصیلات و اندخته های علمی خود واقفید؛

 
می دانید چه مقدار تحصیل کرده و تا چه اندازه پایه های علمی خود را بالا برده اید؛ لکن راجع به تهذیب اخلاق ، تحصیل آداب شرعیه، معارف الهیه و تزکیه نفس چه کرده اید؟ و چه قدم مثبتی برداشته اید؟ هیچ به فکر تهذیب و اصلاح خود بوده اید؟ و در این زمینه برنامه ای داشته اید؟




 
امام خامنه ای: مسئله ی دیگر در نظام اخلاقی و رفتاری حوزه ها فیض بردن از معنویات است، تهذیب است.این خیلی مهم است.جوان امروز بیش از گذشته به تهذیب نیازمند است.


 
امروز در همه دنیا اینجور است که وضع نظام مادی و فشار مادی و مادیت جوانها را بی حوصله می کند؛ جوانها را بی حوصله می کند.در یک چنین وضعی دستگیر جوانها توجه به اخلاق و معنویت است.



 
ما قله های تهذیب داریم.در همین قم حاج میرزا جوای آقای ملکی، علامه طباطبایی، آیه الله بهجت، مرحوم آقای بهاءالدینی قله های تهذیب بوده اند.رفتار اینها، شناخت زندگی اینها، حرفهای اینها خودش یکی از شفابخش ترین چیزهایی است که می تواند انسان را آرام کند.به انسان آرامش دهد و دلها را نورانی کند.



 
آیت الله شاه آبادی:تا قوای جوانی و نشاط آن باقی است ، بهتر می توان قیام کرد در برابر مفاسد اخلاقی و خوب تر می توان وظایف انسانیه را انجام داد و مگذارید این قوا از دست برود و روزگار پیری پیش آید که موفق شدن در آن حال مشکل است و بر فرض موفق شدن زحمت اصلاح خیلی زیاد است.




 
میرزا جواد آقای ملکی تبریزی:یقین داشته باش که هیچ گاه نمی توانی ظاهر خویش را اصلاح نمایی مگر با اصلاح باطن. زیرا سرچشمه اعمال قلب است.و از همین روست که از قلب صالح جز عمل صالح و از قلب فاسد جز عمل فاسد بر نمی آید.بنابراین مهمترین کارها اصلاح قلب است.





 
آیت الله قاضی طباطبایی:اما نماز شب؛ پس هیچ چاره و گریزی از آن برای مومنین نیست.تعجب از کسی است که می خواهد به کمال دست یابد و در حالی که برای نماز شب قیام نمی کند و ما نشنیدیم احدی بتواند به آن مقامات دست یابد مگر با نماز شب.



 
تمام این خرابی ها که از جمله است وسواس و عدم طمانینه از غفلت است… و غفلت کمتریت مرتبه اش غفلت از اوامر الهیه است…سبب تمام غفلات غفلت از یاد مرگ است و تخیل ماندن در دنیا.پس اگر می خواهید از جمیع ترس و هراس و وسواس ایمن باشید دائما در یاد مرگ و استعدا لقاءالله تعالی باشید…



 
علامه طباطبایی:مراقبه یعنی توجه باطنی انسان به خدا و روی نگرداندن از آن در همه احوال .مراقبه کمالی است که انسان را به مقصد می رساند.مراقبه این است که انسان در اوقات بیداری از اول صبح تا هنگام خواب از یاد خدا غافل نباشد و تمام گفتار و کردارش برای خداوند متعال و جلب رضای او باشد.او را در همه جا حاضر و بر اعمال خویش ناظر بداند و خویش را در محضر او بیابد.




 
انصاری همدانی:از ایشان سوال کردند چطور تشخیص دهیم عملمان برای رضای خدا بوده یا برای هوای نفس؟ جواب دادند: در اوائل امر یک مشخصاتی دارد ولی در اواسط امر دشوارتر می شود! در اوائل وقتی انسان کاری را برای رضای خدا انجام می دهد یک بهجت و انبساط درونی به او دست می دهد و آن بهجت علامت قبولی عمل است. اما به اینها دلخوش نکنید که همه اینها نقل و کشمش راه است.



 
آیت الله بهجت:این مطلب به یقین ثابت است وخیلی ها هم نقل کرده اند که اگر از حال انسان معلوم شود که می خواهد نماز شب بخواند، بیدارش می کنند و بدون احتیاج به آیات و دعای معهوده و این بیدار کردن به طرق مختلف است.ما برای اوقات خواب خود افسوس می خوریم که چرا برای نماز شب بلند نمی شویم در حالیکه اوقات بیداریمان را به غفلت می گذرانیم!


 
زیرا اگر در بیداری به توجه و بندگی مشغول بودیم توفیق بیدار شدن برای خواندن نماز شب و تهجد و تلاوت قرآن پیدا می کردیم.



 
آقای کشمیری:عفو کردن در حال قدرت از روش انبیا است و تفسیر مرتبه عالی عفو این است که کسی به شما جرمی می کند به او اظهار این خطا نکنی و آنچه به تو از او رسیده از باطن او را ببخشی و احسان خود را بیشتر کنی.کسی که به این درجه برسد خدا گناهان گذشته و آینده اش را ببخشد.




 
آیت الله بهاءالدینی:رسیدن به مقامات عالی انسانی که نهایتی ندارد در سایه بندگی است.انسان به میزانی که حرکتش الهی و خالص گردد به خدواند و اولیای او نزدیک می شود.




 
آقای مجتهدی تهرانی:خودتان را پیدا کنید به دنبال خودتان بگردید. مثل کسی که انگشتر طلا یا عقیقش در میان آشغال ها گم شده و او آنقدر به دنبال آن می گردد تا آن را پیدا می کند.پس شما هم بگردید و خودتان را پیدا کنید.جواهرید شماها؛


 
بخصوص شما جوانها. در روایت آمده « تعجبم از کسی که به دنبال گمشده هایش می گردد تا آن را بیابد ولی به دنبال خودش نمی گردد.»



 
آیت الله حق شناس:مخصوصا وقتی جوان برای نماز شب بلند می شود؛اما خوابش می آید و سرش به این طرف و آن طرف می رود، چانه اش پایین می افتد، پروردگار درهای آسمان را باز می کند و خطاب به ملائکه می فرماید



 
« انظروا الی عبدی. یعنی به بنده من نگاه کنید ! » خداوند علی اعلی افتخار می کند که ببینید این بنده من کاری را که بر او واجب نکرده ام چگونه به جا می آورد.پروردگار می فرماید به او سه چیز مرحمت می کنم: اول اینکه موفق به توبه اش می کنم.



 

موفق به توبه نصوح و قاطعش می کنم.دوم اینکه گناهانش را می آمرزم و سوم اینکه رزق وسیعی نصیبش می کنم.


امضای يا حق



 

نوشته شده در تاريخ پنج‌شنبه 03 فروردین 1391 توسط behmaram | ارسال نظر(0)

یکی از خادمان بخش فرهنگی حرم علی بن موسی الرضا علیه السلام گفت:مولوی «سلطان محمد» از علمای سرشناس اهل سنت افغانستان که در شهر هرات سکونت دارد و از بیماری قلب رنج می برد، در حرم امام رضا علیه السلام شفا گرفت.»
وی در ادامه افزود: «این عالم سنی مذهب، عضو شورای هفت نفره افتاء افغانستان است و همزمان خطیب جمعه شهر هرات نیز به شمار می رود. او که پیرو مذهب حنفی است، چند ماه پیش به بیماری انسداد عروق (بسته شدن رگ های قلب) دچار شد و همه پزشکان وی را جواب کردند اما به گفته خودش، در خواب، امام رضا علیه السلام را رؤیت کرد و آن حضرت او را توصیه کرد که به حرم ایشان بیاید و شفای خود را بگیرد.»
مولوی «سلطان محمد» می گوید: «از خواب که بیدار شدم، ابتدا فکر کردم که هذیان دیده ام لذا تصمیم گرفتم برای درمان به پاکستان سفر کنم اما هنگامی که برای بار دوم به خواب رفتم، یک بار دیگر امام رضا به خواب من آمد و دوباره به من توصیه کرد که به حرمشان بروم تا شفا بگیرم. در خواب، امام رضا را با لباس سبز رنگ و بلندی مانند دشداشه عربی رؤیت کردم. ایشان بسیار زیبا و خوش سیما بودند.»
این عالم اهل سنت افغانستان می افزاید: «فردای آن روز که آن خواب را دیدم، برای دوستان و اطرافیان خودم تعریف کردم. بسیاری از شیوخ نزدیک به من، مرا مورد حمله قرار داده و گفتند “تو مشرک شده ای”، اما من که آن خواب را دو بار دیده بودم، تصمیم قاطع گرفتم که به ایران سفر کنم و به زیارت امام رضا بیایم. بالاخره قسمت شد و با یک کاروان از زائران افغانی شامل ۱۶۸ نفر به مشهد سفر کردیم.»
وی می افزاید: «اولین بار که به حرم رفتم، با اینکه تاکنون این مکان را ندیده بودم، اما به چشمانم غریب نمی آمد و برخی بخش های حرم را دقیقا در خواب رؤیت کرده بودم. حتی آن محلی که امام را دیده بودم را دیدم. ۳ روز از حرم خارج نشدم و به نماز، دعا، راز و نیاز سر کردم. بعد از ۳ روز هم کاروانی هایم که از بیماری من خبر داشتند به سراغم آمدند و خواستند مرا نزد پزشکان ببرند اما من حاضر نمی شدم بروم زیرا ایمان داشتم که شفا گرفته ام. با اصرار آنان ابتدا به آزمایشگاه و سپس نزد پزشکان رفتم. آنها گفتند هیچ اثری از بیماری در تو وجود ندارد.»
گفتنی است، مولوی «سلطان محمد» قصد دارد جمعه این هفته به مشهد مقدس سفر کند تا با علما و مراجع تقلید شیعه دیدار و گفت وگویی انجام دهد. / ابناء


نوشته شده در تاريخ پنج‌شنبه 03 فروردین 1391 توسط behmaram | ارسال نظر(0)

از نمادهای مهرورزی صله رحم و سرکشی از خویشاوندان است که حضرات معصومین علیهم‌السلام همواره بر این مسئله تاکید و عواقب ترک آن را متذکر شده‌اند.

 

چهارده روایت از محضر نورانی چهارده معصوم‌(ع) :

پیامبر‌(ص)

*« صِلَةُ الرَّحِمِ تَزیدُ فِى الْعُمْرِ وَ تَنْفِى الْفَقْرَ». (۱)

پیامبر اعظم (ص) : صله رحم (پیوند خویشاوندی) عمر را زیاد می‌کند و فقر را ازمیان می‌برد.

امام علی‌(ع)

*« إِذَا قَطَّعُوا الْأَرْحَامَ جُعِلَتِ الْأَمْوَالُ فِی أَیْدِی الْأَشْرَارِ ». (۲)

امیرالمومنین (ع): هرگاه مردم پیوند خویشاوندی را ببرند ثروتها در دست تبهکاران قرار گیرد.

حضرت فاطمه زهرا‌(س)

*« فَرَضَ اللّه‏ صِلَةَ الأرحامِ مَنماةً لِلعدَدِ». (۳)

حضرت زهرا(س): خداوند صله ارحام را به‌جهت فزونی نفرات مقرر داشته است.

امام حسن مجتبی (ع)

*« إِذا لَقِىَ أَحَدُکُمْ أَخاهُ فَلْیُقَبِّلْ مَوْضِعَ النُّورِ مِنْ جَبْهَتِهِ ». (۴)

امام حسن مجتبی (ع): هرگاه یکی از شما با برادر خود دیدار نماید لازم است محل نورانی پیشانی(جای سجده) او را ببوسد.

سید الشهداء‌(ع)

*من سرّه ان ینساً فی أجله و یزاد فی رزقه فلیصل رحمه. (۵)

امام‌حسین (ع): هرکه دوست دارد مرگش به تاخیر افتد و روزیش افزایش یابد، صله رحم به‌جا آورد.

امام زین العابدین‌(ع)

*« نَظَرُ المُؤمِنِ فی وَجهِ أخیهِ المُؤمِنِ لِلمَوَدَّةِ والمَحَبَّةِ لَهُ عِبادَةٌ ». (۶)

امام سجاد (ع): نگاه مومن به چهره برادر مومن خود از روی دوستی و محبت به او، عبادت است.

باقر العلوم‌(ع)

*« صِلَةُ الأرحامِ تُزَکّیِ الأ عمالَ و تُنْمِی الأموالَ وَ تَدْفَعُ الْبلَوْی و تُیَسِّرُ الحسابَ و تُنْسِی ءُ فی الأَجَلِ ». (۷)

امام باقر (ع): ارتباط خویشاوندی اعمال را پاک می‌کند،‌داراییها را فزونی می‌بخشد، گرفتاری را دور سازد و حساب روز قیامت را آسان نماید و مرگ را به تاخیر می‌اندازد.

صادق آل رسول‌ (ع)

*« الذُّنُوبِ الَّتِى تُعَجِّلُ الْفَنَاءَ قَطیعَةُ الرَّحِمِ ». (۸)

امام صادق (ع): از جمله گناهانی که مرگ و نابودی را شتاب می‌بخشد قطع رحم است.

امام کاظم‌ (ع)

*« وَالتَّوَدُّدُ إِلَى النَّاسِ نِصْفُ الْعَقْلِ ». (۹)

امام کاظم (ع): مهرورزی با مردم نیمی از عقل است.

حضرت رضا‌ (ع)

*« مَنْ جَلَسَ مَجْلِساً یُحیَی فیه أمْرُنا, لَمْ یَمُتْ قَلبُهُ یَوْمَ تَمُوتُ القُلُوبُ ». (۱۰)

امام رضا (ع): هرکه در مجلسی بنشیند که در آن امر و یاد ما زنده شود قلبش در روزی که قلب‌ها میمیرند، نمی‌میرد.

امام جواد‌ (ع)

*« مُلاقاة الاِخوان نُشرَةٌ وَ تَلقِیحٌ لِلعَقلِ وَ اِن کان نَزرا قَلیلاً ». (۱۱)

امام جواد(ع): دیدار برادران مایه سلامتی و رشد عقل است اگرچه بسیار اندک باشد.

حضرت‌هادی‌ (ع)

*« لمّا کلمّه اللّه عزّوجلّ موسی بن عمران، قالَ موسى علیه‏السلام : «الهی فَما جَزاءَ مَنْ وصل رحمه؟ قالَ: یا موسى: أنسى لَهُ أَجَلَه، وَ أَهْوَنُ عَلَیه سَکَراتَ الْمَوْتِ». (۱۲)

امام‌هادی (ع): آن‌گاه که خدای عزوجل با موسی بن عمران سخنی گفت، موسی عرض کرد: پاداش که صله رحم چیست؟ خداوند فرمود: ای موسی مرگ اورا به تاخیر می‌اندازم و سختیهای جان دادن را بر او آسان می‌کنم.

امام حسن عسکری‌ (ع)

*«مَن وَعَظَ أَخاهُ سِرّا فَقَد زانَهُ وَمَن وَعَظَهُ عَلانیَةً فَقَد شانَهُ ». (۱۳)

امام حسن عسکری (ع) : هرکه برادرش را در خلوت پند دهد اورا آراسته است، و هرکه برادرش را در جمع پند دهد، او را سرشکسته کرده است.

امام عصر‌ (عج)

*« أَکْثِرُوا الدُّعَاءَ بِتَعْجِیلِ الْفَرَجِ فَإِنَّ ذَلِکَ فَرَجُکُم‏ ». (۱۴)

امام مهدی (ع) : برای تعجیل در فرج بسیار دعا کنید که فرج من فرج شما نیز هست.

پی‌نوشت‌ه :

۱٫ – بحار الانوار ۷۱/۱۰۳٫

۲٫ کافی۲/۳۴۸٫

۳٫ بحارالانوار ۲۹/۲۶۰٫

۴٫ تحف العقول ۲۳۶٫

۵٫ بحارالانوار ۷۱/۹۱٫

۶٫ تحف العقول ۲۸۲٫

۷٫ تحف العقول ۲۹۹٫

۸٫ بحارالانوار ۷۱-۹۴٫

۹٫ تحف العقول ۴۰۳٫

۱۰٫ امالی صدوق،۷۳٫

۱۱٫ امالی مفید ۳۲۹٫

۱۲٫ بحار الانوار ۶۶/۳۸۳٫

۱۳٫ تحف العقول۴۸۹٫

۱۴٫ کمال الدین ۴۸۵٫


 

 


 
نوشته شده در تاريخ شنبه 27 اسفند 1390 توسط behmaram | ارسال نظر(0)


یکی از ارادتمندان مرحوم آیت الله کوهستانی نقل می کند؛
یک سال، شب هفت محرّم به دیدار ایشان در حسینیه ی روستای کوهستان رفتیم، که یک وقت دسته ی سینه زنان وارد حسینیه شدند، معظم له عبا را به کناری افکندند و به میان عزادارن رفته و به اصطلاح میان داری کرده و وسط سینه زنان، قدم می زدند.
ما از این عمل بی ریا بسیار خوشمان آمد، پس از عزاداری ایشان به ما فرمودند؛ این افراد را می شناسم
، بعضی از آنها رعایت مسائل شرعی را نمی کنند، لذا هر وقت می آمدند زیاد توجه نمی کردم ولی شبی خواب دیدم همین افراد، سینه زنان به طرف حسینیه می آیند و مشعلی پیشاپیش آنان وجود دارد که تمام فضا را روشن ساخته که نظیر آن را در دنیا ندیده بودم.
از خواب بیدار شدم، با خودم گفتم: درست است برخی آداب شرعی را مراعات نمی کنند ولی حالا میهمان ابی عبدالله علیه السلام هستند و باید مقدمشان را گرامی داشت.
از آنجا به بعد هر وقت دسته های سینه زنی می آیند با احترام زیاد آنان را استقبال و بدرقه می کنم.
روزی یکی از ارادتمندن از ایشان می پرسد: معلوم نیست همه ی اینها که سینه می زنند مخلصانه برای خدا باشد؟
معظم له برآشفته و در جواب می فرماید: تو جرأت داری بگویی یکی از این سینه زدن ها هم برای خدا نیست؟!
مرحوم آیت الله کوهستانی، سینه زدن ها و عزاداری ها را سعادت آفرین می دانست لذا می فرمود: «من در این سینه زدن ها اثراتی می بینم.»[۱]

[۱]. بر قله پارسایی، ص۱۹۰ به نقل از أین البکّائون، ص۱۱۶٫

منبع: پایگاه اطلاع رسانی حمید رضا فلاح تفتی


نوشته شده در تاريخ شنبه 27 اسفند 1390 توسط behmaram | ارسال نظر(0)

انسان می تواند با یادداشت اعمال روزانه خود در یک دفترچه کوچک از آن چه که در طول هفته انجام داده، اطلاع پیدا کند.
به گزارش مرکز خبر حوزه؛ معظم له چهارشنبه 17 اسفندماه در درس خارج خود که در مسجد اعظم برگزارشد، با اشاره به روایتی از امام رضا (ع)

،گفتند: همانطوری که مغازه داران و صاحبان کارخانجات در روزهای پایانی سال به محاسبه دخل و خرج های خود می پردازند، مومنین نیز باید هر
هفته به محاسبه اعمال خود بپردازند؛ امام رضا (ع) می فرمایند«کسانی که به اعمال خود رسیدگی می کنند به سرمایه های مادی و معنوی دست پیدا می کنند
و کسانی هم که از محاسبه نفس خود غافل هستند، خسارت می بینند».
ایشان افزودند: یکی از پله های ترقی در اخلاق ،محاسبه نفس است، به طوری که انسان باید هرشب به اعمال خود رسیدگی کند ولی اگر نتوانست آخر
هفته حتما باید محاسبه نفس داشته باشد.
این مرجع تقلید تصریح کردند: انسان می تواند با یادداشت اعمال روزانه خود در یک دفترچه کوچک از آن چه که در طول هفته انجام داده، اطلاع پیدا کند .
حضرت آیت الله سبحانی در پایان یادآور شدند: کسانی که علاقمند هستند، عرفان اسلامی را فرا بگیرند، باید مسائل شرعی خود را به خوبی انجام دهند
و به محاسبه نفس بپردازند تا بتوانند به عرفان اسلامی دست یابند.


منبع: حوزه نیوز - شماره خبر: 132849 - 17/12/90

صفحه قبل1...2425262728...51صفحه بعد

.: Weblog Themes By LoxBlog :.

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن مي باشد.
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران