
داستان در مورد مشکلات ما آدم هاست...
فردی که همیشه از مشکلاتش گله میکرد، شبی در خواب دید که خداوند تمام مشکل داران اهل زمین را
جمع کرده است. همه آنها، مشکلاتشان را همانند کوله باری بر پشتشان حمل می کردند، بار هر کس با
دیگری متفاوت بود، برای یکی سنگین ، برای دیگری کوچک و سبک.
پس از برقرار شدن سکوت، خداوند سخن خود را اینگونه شروع کرد:
اکنون تمامی مشکل داران زمین را در برابرم میبینم،دقیقا تمام انسان هایی که خلق کرده ام. هرکس که
در این جمع از مشکلاتش ناراضی است، در مکان مشخص شده بارش را قرار دهد...
طولی نکشید که تمامی آدم ها کوله بارشان را،که همان مشکلاتشان باشد،در محل مشخص شده گذاشتند،
کوهی از بار درست شدهبود...
خداوند نیم نگاهی به کوه انداخت و سخنانش را ادامه داد:
یعنی تمامی شما از مشکلاتتان خسته شدید؟؟ پس حالا شما آزادید هر بار مشکلی را که دوست دارید،
بردارید...
مردم بهت زده از پیشنهاد خدا،به یکدیگر خیره شده بودند، و کم کم طولی نکشید که دیگر اثری از کوه
مشکلات نبود...
باور نکردنی بود...
تمام مردم، مشکلات خودشان را برداشته بودند، حتی کسانی که از مشکلاتشان متنفر بودند...
چرا که مردم می توانستند از پس مشکلاتشان بربیایند، چون دقیقا می دانستند مشکل چیست و تا آن موقع
تمام سعی شان را برای حل آن کرده بودند...اما از مشکلاتی که بر می داشتند چیزی نمی دانستند...اگر
از مشکل خودشان بزرگتر و سخت تر بود چه؟؟ این شده بود که تمامشان تصمیم گرفتند مشکل خود را
بردارند...
حالا نیز خرسند بودند،برای اینکه خداوند به آنها دستور به انتخاب مشکل دیگر نکرده بود و آنها را در
انتخاب مشکل آزاد گذاشته بود...
وقتی از خواب بیدار شد هنوز هم خوشحال بود...نور امید را به زندگی اش پاشید و کمر همت را بست
تا مشکلش را از پا درآورد...
دوست عزیز:
مشکلات هم نوعی از امتحان خداست،حتی نوعی از نعمات الهی، جرا که با حل مشکلات است که ما
استعداد هایمان را کشف میکنیم.
چه بسیار استعدادها که تا زمان حل مشکلی در زندگیمان از وجودش خبر نداشتیم
قدرت صبر و تحمتل انسان تقویت میشه و هزاران دلیل دیگر...کافی است کمی فکر کنی، جوینده یابنده
است!!
فقط نا امید نباش...
انسان به امید زنده است...
...توکل بر خدا...
.:والسلام:.

حضرت آیت الله بهجت رحمه الله علیه فرمودند : سفیانی از شرایط قطعی ظهور است و چند ساعت بعد از ظهور سفیانی ، حضرت مهدی ظهور می فرمایند.
حالا اگر اعلام شد که هم سفیانی و هم حضرت ظهور کرده اند ، ما چه حالی داریم ؟ چقدر آماده ایم ؟
استادی بود در نجف شاگردی داشت که به علم جفر خیلی وارد بود . او قضایایی را خبر می داد که عین واقع بود . مثلا در آن زمان رسم بود که شاهان به علما لقب می دادند . او به شخصی از علما که مخفیانه مقداری قند برای سلطان هدیه برده بود تا در عوض به او لقبی بدهد ، در جلسه خلوتی گفت : قندها هدر رفت !!
با آنکه کسی از این ماجرا خبر نداشت ! و همانطور هم شد و لقبی به او ندادند .
بالاخره او در یک جلسه صبر کرد وقتی شاگردان رفتند به استاد گفت من از طریق علم جفر می توانم زمان ظهور حضرت را خبر دهم ! اما اگر چنان کنم همه بر می خیزید و بیرون می روید و می گویید وای ! وای ! چون طاقتش را ندارید .
منبع :
(کتاب بهارانه سید مهدی شمس الدین به نقل از درس خارج فقه مورخ 6 / 7 / 82
یکی از فضلای معاصر که چند سالی در محضر علامه طباطبایی درس خوانده میگوید:
یک وقت عازم زیارت بیت الله الحرام بودم، برای عرض سلام و خداحافظی خدمت علامه رفتم و گفتم نصیحتی بفرمایید که به کارم بیاید و توشه راهم باشد. این آیه مبارکه را قرائت فرمودند:
«فاذکرونی اذکرکم؛ به یاد من باشید تا من به یاد شما باشم.» (بقره/152)
علامه میافزاید:
«به یاد خدا باش تا خدا به یادت باشد، اگر خدا به یاد انسان بود، از جهل رهایی مییابد و اگر در کاری مانده است خداوند نمیگذارد عاجز شود و اگر در مشکل اخلاقی گیر کرد خدایی که دارای اسماء حسنی است و متصف به صفات عالیه، البته به یاد انسان خواهد بود.»
شیطان براى فریب انسان داراى اعوان و انصارى است كه اعوان و انصارش اعم از جماد و حیوان و انسان است.
او از هر طریقى كه بتواند به فریب انسان اقدام كرده و آدمى را به ظواهر زندگى مغرور نموده و از راه خداى بزرگ باز مىدارد.
پیامبر عزیز اسلام صلى الله علیه و آله مىفرماید:
شیطان پس از هبوط از مقام عزت و نورانیت براى فریب انسان متوسل به وسائلى شد از جمله:
1- حمامهاى عمومى «كنایه از این كه گاهى افراد آنجا را براى معصیت انتخاب مىكنند».
2- محل كسب و كار «جهت پر كردن جیب مردم از حرام».
3- طعامى كه بر آن نام خدا برده نشده.
4- كلیه مسكرات.
5- موسیقى.
6- اشعار بیهوده و باطل از قبیل تصنیفهاى مجالس لهو.
7- كتب ضلال.
8- دروغگویى.
9- سحر و شعبده و جادو و ساحران.
10- خطرناكترین دام او زنان طناز و عشوهگرند كه هر قدرتمندى را كه در برابر شهوت ضعیف است به زانو درآورد .
قرآن مجید درباره اقوامى كه هلاك شدند مىفرماید:
و شیطان عملهاى [زشت] آنان را برایشان آراست، در نتیجه آنان را از راه [خدا] باز داشت در حالى كه [براى تشخیص حق از باطل] بصیرت داشتند.
بیایید به هشدارهاى حضرت حق كه محب و عاشق و دوستدار واقعى ماست توجه كنیم، بیایید سخن خداى خود را باور كنیم، بیایید به دلسوزىهاى حضرت او ارج نهیم، فریب دشمنان خدا را نخورده و از صراط مستقیم حضرت اللّه منحرف نشویم، مدت عمر كوتاه و مرگ هم چون سایه به دنبال ماست، سعى كنیم در تمام لحظات بیدار باشیم، تا بیدار بمیریم، اگر در غفلت بسر بریم، ممكن است به طور ناگهانى و بىخبر مرگ ما فرا رسد و دست ما از همه برنامههاى حق كوتاه باشد

ای دوست بدان که :« رجب » نام نهری است در بهشت که از شیر سفید تر است و از عسل شیرین تر .
پس هر کس روزی از ماه رجب را روزه بگیرد ، از آن نهر سیراب خواهد شد .
به فرموده پیامبر گرامی : « ماه رجب ، ماه خداست در غایت حرمت و فضیلت . اگر کسی روزی از این ماه را روزه بگیرد خدای را خشنود و شعله غضب الهی را خاموش نموده است و دری از درهای جهنم به روی او بسته می شود . ماه رجب ماه استغفار امت من است . رجب را اصّب نیز نامیده اند زیرا که در این ماه ، رحمت خدا بر امت من ریزش می یابد .»
در صحرای محشر که همه دلها نگران و همه چشمها اشکباراست ، آوائی در گوشها طنین می اندازد که : « این الرّجبیون » کجایند کسانی که ماه رجب را محترم شمرده و اعمالی از آن ماه را انجام داده اند . و بدین ترتیب آن افراد ، از دیگران جدا شده و به رضوان الهی داخل می شوند.
باشد که ما نیز فردای محشر ، مشمول رحمت و غفران الهی واقع گردیم

حضرت صادق (علیه السلام) فرموده: روزى حضرت موسى (علیه السلام) پیروان خود را موعظه مى كرد،یكى از شنوندگان چنان تحت تاءثیر گفتار موسى (علیه السلام) قرار گرفت كه از جا حركت كرده پیراهن خود راچاك زد، خداوند به حضرت موسى وحى كرد به او بگو لا تشق قمیصك و لكن اشرح لى عن قلبك نمى خواهد پیراهنت را چاك زنى، قلبت را برایم بشكاف و محبت دیگران را خارج نما.
حضرت صادق (علیه السلام) در پایان گفتار فرمودند: یك روز حضرت موسى به مردى از پیروان خود گذشت كه در حال سجده بود،از آنجا گذشت پس از انجام دادن كار خود برگشت، باز او را در حال سجده دید؛ به آن مرد گفت: اگر حاجت تو به دست من بود برآورده میكردم.
به موسى (علیه السلام) خطاب شد لو سجدینقطع عنقه ما قبلت حتى یتحؤ ل اكره الى ما احب اگر آنقدر سجده كند كه گردنش قطع شود نمى پذیرم، مگر اینكه قلب خود را پاك كند از آنچه من دوست دارم او نیز دوست بدارد و از آنچه بى میلم نسبت به آن او هم بى میل شود.
این راه كه مى روى چه راه است راه طاعت، ره گناه است عمرى كردى تو در جهان زیست اكنون بنگر كه حاصلت چیست بگذشت بسى ز روزگارت بنگر نیكو به كار و بارت در راه خداى اى تو غافل یك گام نرفته اى چه حاصل

در تفسیر روح البیان نقل شده است : در شهرى سه برادر بودند كه برادر بزرگ ده سال مؤ ذن مسجدى بود كه روى مناره مسجد اذان مى گفت ، و پس از ده سال از دنیا رفت . برادر دومى هم چند سال این وظیفه را ادامه داد تا عمر او هم به پایان رسید. به برادر سومى گفتند: این منصب را قبول كن و نگذار صداى اذان از مناره قطع شود، قبول نمى كرد.
گفتند: مقدار زیادى پول به تو خواهیم داد! گفت : صد برابرش را هم بدهید من حاضر نمى شوم .
پرسیدند: مگر اذان گفتن بد است ؟ گفت : نه ، ولى در مناره حاضر نیستم . علت را پرسیدند، گفت : این مناره جایى است كه دو برادر بدبخت مرا بى ایمان از دنیا برده ؛ چون در ساعت آخر عمر برادر بزرگم بالاى سرش بودم و خواستم سوره یس بخوانم تا آسان جان دهد، مرا از این كار نهى مى كرد.
برادر دومم نیز با همین حالت از دنیا رفت . براى یافتن علت این مشكل ، خداوند به من عنایتى كرد و برادر بزرگم را در خواب دیدم كه در عذاب بود.
گفتم : تو را رها نمى كنم تا بدانم به چه دلیل شما دو نفر بى ایمان مردید؟ گفت : زمانى كه به مناره مى رفتیم ، با بى حیائى نگاه به ناموس مردم درون خانه ها مى كردیم ، این مساءله فكر و دلمان را به خود مشغول مى كرد و از خدا غافل مى شدیم ، براى همین عمل شوم ، بد عاقبت و بدبخت شدیم .

امام صادق (علیه السلام)
از ازدواج با احمق بپرهیزید زیرا همنشینى با احمق مایه ى اندوه و ملال و محصول این ازدواج نیز كه فرزند مى باشد مهمل و بدبخت است .
در حدیث دیگرى مى فرماید :
كسى كه دختر ارزشمند خود را به شراب خوارى وصلت دهد با این عمل خود قطع رحم كرده است . در رهنمود دیگرى در این باره مى فرماید :
هر زنى به هم بسترى شوهر شراب خوار خود تن در دهد به تعداد ستارگان آسمان مرتكب خطا و لغزش شده است و فرزندى كه از آن مرد پدید آید ناپاك و پلید است و خداوند از آن زن توبه و فدیهاى را قبول نمى كند مگر آنكه شوهرش بمیرد یا او را از قید زناشوئى رها سازد .
۱۴ نور پاك ( علیهم السلام )
زندگى امام صادق (علیه السلام) پیشوا و رئیس مذهب
چرا صالحان، گرفتار مشكلات هستند و مجرمان و گنهكاران، در رفاه به سر مىبرند؟
امّا اگر نااهلان خلاف كنند، خداوند به آنان مهلت مىدهد و هرگاه مهلت سرآمد، آنان را هلاك مىكند: «و جعلنا لمهلكهم مَوعداً»( سوره كهف، آیه 59) و اگر امیدى به اصلاحشان نباشد، خداوند حسابشان را تا قیامت به تأخیر مىاندازد و به آنان مهلت مىدهد تا پیمانه شان پر شود. «انّما نُملى لهم لیزدادوا اثماً»( سوره آل عمران، آیه 178)
به یك مثال توجه كنید:
اگر قطرهاى چاى روى شیشه عینك شما بریزد، فوراً آن را پاك مىكنید.
امّا اگر قطرهاى چاى روى لباس سفید شما بچكد، صبر مىكنید تا به منزل بروید و لباس خود را عوض كنید.
و اگر قطرهاى روى قالى زیر پاى شما بچكد، آن را رها مىكنید تا مثلاً شب عید به قالى شویى ببرید.
خداوند نیز با هركس به گونهاى رفتار مىنماید و بر اساس شفّافیّت یا تیرگى روحش، كیفر او را به تاخیر مىاندازد.

هنگامى که انسان در حالت مرگ قرار مى گیرد، اگر از مؤ منان و صالحان و شیعیان باشد ((ملک الموت )) با فرشتگان ((رحمت )) با زیباترین صورت و خوشحال ترین قیافه با طبق هایى از گل ، بر او وارد مى شوند و وى را به بهشت بشارت داده و جایگاهش را به او نشان مى دهند. آنان مانند خدمت گزاران با ادب ، در مقابل محتضر مجسم مى شوند و اجازه ورود مى خواهند.
قرآن در این باره مى فرماید: ((کسانى که ایمان آورده و تقوا اختیار کرده اند، پیوسته در زندگى دنیا و آخرت ایشان را به نعمتهاى بهشت بشارت مى دهند و این بشارت پیروزى و رستگارى بزرگى براى انسان است )).(۱)
در جاى دیگر مى فرماید:
((کسانى که گفتند: پروردگار ما خداى جهانیان است و روى آن پافشارى کردند. ملائکه بر آنان نازل مى شوند و مى گویند: نترسید و محزون نباشید. بشارت باد شما را به بهشتى که به آن وعده داده شده اید)).(۲)
در برخى روایت ها درباره بشارت دادن فرشتگان چنین آمده است : هنگامى که فرشتگان بر محتضر وارد مى شوند و کنار او قرار مى گیرند. خداوند متعال ، پرده را از جلوى چشم او کنار مى زند و جایگاه او را به وى نشان مى دهد. انسان مى گوید: این کاخ ها، باغ ها و درختان از کیست ؟ فرشتگان مى گویند: آنها متعلق به تو است . مى گوید: اگر متعلق به من است ، چرا مرا به آن جا نمى برید؟ مى گویند: اختیار با تو است . اگر مایل باشى ترا به آنجا مى بریم .
در این هنگام ، طبق هاى گل بهشتى را مقابل بینى او قرار مى دهند. از بوى خوش آنها بسیار لذت مى برد و حالتى شبیه نعشه و خوابى لذت بخش به او دست مى دهد که در اثر آن ، تمام دردها و رنج ها و سختى ها از او برطرف مى شود و به دنبال بو کشیدن گل ها روح به آسانى از بدنش خارج مى شود.
قرآن در این باره مى فرماید: ((اگر محتضر از نیکان و مقربان درگاه خدا باشد روح و ریحان (آسایش دائمى و گل ها) و نعمت هاى بهشت جاوید براى اوست .))(۳)
وقتى ((ملک الموت )) با کمال ادب و احترام روح او را مى گیرد، فرشتگان ((رحمت )) آن روح پاک را از ((ملک الموت )) تحویل مى گیرند و در پارچه هایى از حریر مى پیچانند و به سوى آسمانها مى برند. به هر آسمانى که مى رسند فرشتگان آن آسمان ، با احترام تمام او را تشییع مى کنند تا بر خداوند عرضه نمایند.
سپس آن را برمى گردانند تا تشییع کنندگان و غسل دهندگان و نمازگذاران خود را ببیند و دفن شدن جسد خود را مشاهده کند. بعد از آن ، روح را به آسمان مى برند و در ((اعلا علیین )) (آن جایى که پرونده و روح نیکان مى باشد) جاى مى دهند.
در حدیث دیگرى از رسول خدا صلى الله علیه و آله نقل شده است : هنگامى که خداوند از بنده مؤ من خود راضى شد. به ((ملک الموت )) مى فرماید: ((روح فلان بنده مرا پیش من آورید؛ زیرا وى را آزمایش کردم آن طور که او را مى خواستم یافتم . ((ملک الموت )) با پانصد فرشته که همه آنان لباس هاى سبز پوشیده اند و به دست هر کدام شاخه هاى گل و زعفران است و نزد او مى آیند و هر کدام او را بشارتى مى دهند غیر از بشارتى که دیگران به وى داده اند مى گویند آماده شوید براى خارج کردن روح این بنده مؤ من )).(۴)
------------------------------------------------
۱-سوره یونس ، آیه ۶۳ و ۶۴.
۲-سوره فصلت ، آیه ۳۹.
۳-سوره واقعه ، آیه ۸۷ و ۸۸.
۴-بحار الانوار، ج ۶، ص ۱۷۲، باب ۶، حدیث ۵۲ و جامع الاخبار و دعوات راوندى .

