
نماز شب
« اما نماز شب پس هیچ چاره و گریزی برای مؤمنین از آن نیست، و تعجب از کسی است که می خواهد به کمال دست یابد و در حالی که برای نماز شب قیام نمی کند و ما نشنیدیم که احدی بتواند به آن مقامات دست یابد مگر به وسیله نماز شب. »
علامه طباطبایی می فرمودند: « چون در نجف اشرف برای تحصیل مشرف شدم، از نقطه نظر قرابت و خویشاوندی گاه گاهی به محضر مرحوم قاضی شرفیاب می شدم تا یک روز در مدرسه ای ایستاده بودم که مرحوم قاضی از آن جا عبور می کردند. چون به من رسیدند، دست خود را روی شانه من گذاردند و گفتند: ای فرزند! دنیا می خواهی نماز شب بخوان، آخرت می خواهی نماز شب بخوان! »
حاج سید هاشم حداد می فرمودند: « مرحوم آقا خودش این طور بود و به ما هم این طور دستور داده بود که در میان شب وقتی برای نماز شب برمی خیزید، چیز مختصری تناول کنید، مثلاً چای یا دوغ یا یک خوشه انگور یا چیز مختصر دیگری که بدن شما از کسالت بیرون آید و نشاط برای عبادت داشته باشید.

رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرموده است: ذکر «سبحان الله و الحمد الله و لا اله الاّ الله و الله اکبر» را زیاد بگویید. چون در قیامت این اذکار با گروهی از فرشتگان و محافظ از پیش رو و پشت سر خواهند آمد. و این اذکار باقیات و صالحات میباشند.
ذکر خدا در هر حال و به هر شکل و لفظ ، سازنده و هدایتگر و نورانی کننده جان و دل مؤمن است .
ذکر باید متناسب با حال و شرایط روحی و معنوی ذاکر باشد . برای برخی افراد تهلیل (لا اله الا الله) و برای برخی تسبیح ( سبحان الله) و برای برخی تحمید (الحمد لله) و برای عده ای استغفار (استغفرالله ربی و اتوب الیه) و برای دیگران صلوات مناسب و مفید است .
علما در دستورالعملهایی که دادهاند اذکار مختلف را برای افراد مختلف توصیه کردهاند.
به عنوان نمونه ، حضرت آیة الله بهجت (ره) در علاج برخی بیماریهای روحی ذکر های ذیل را معرفی میکردند.
اِکثار حوقله (زیاد گفتن: لا حَولَ وَ لا قُوَّةَ إلاّ بِالله العَلیِّ العَظیم) جهت علاج غرور سودمند است.
اِکثار تهلیل (زیاد گفتن: لا إله إلاّ الله)، علاج وسواس است.
همچنین زیاد گفتن (لا إله إلاّ الله) جهت جمع شدن فکر مناسب است.
با عقیده کامل، زیاد صلوات فرستادن (أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد) علاج عصبانیت است.
با عقیده کامل، اِکثار حوقله (یعنی زیاد بگوید: لا حَولَ وَ لا قُوَّةَ إلاّ بِالله) جهت دوری از ریا مفید است.
نتیجه ذکر یونسیه در خود قرآن منصوص است: وَ نَجَّینَاهُ مِنَ الغَمِّ وَ کَذلِکَ نُنجِی المُومِنین و او را از اندوه رهانیدیم و مؤمنان را چنین نجات میدهیم
برنامهی ذکر برای ایام هفته
ذکر ایام هفته، از اذکار معتبر است که میتوانید هر روز بگویید :
شنبه : 100 مرتبه یارب العالمین
یکشنبه : 100 مرتبه یا ذاالجلال والاکرام
دوشنبه : 100 مرتبه یا قاضی الحاجات
سه سنبه : 100 مرتبه یا ارحمالراحمین
چهار شنبه : 100 مرتبه یا حی یا قیوم
پنجشنبه : 100 مرتبه لا اله الا الله الملک الحق المبین
جمعه : 100 مرتبه اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم
ذکر یونسیه
لا إلهَ إلاّ اَنت سُبحانَکَ اِنّی کُنتُ مِنَ الظّالِمین. (انبیاء/ 87)
معبودی جز تو نیست، منزهی تو، راستی که من از ستمکاران بودهام.
نتیجه ذکر یونسیه در خود قرآن منصوص است:
وَ نَجَّینَاهُ مِنَ الغَمِّ وَ کَذلِکَ نُنجِی المُومِنین.(انبیاء/ 88)
و او را از اندوه رهانیدیم و مؤمنان را چنین نجات میدهیم.
بهترین ذکر از نگاه پیامبراکرم صلی الله علیه وآله
در روایت است که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به اصحابشان فرمودند: آیا میخواهید شما را به بهترین و پاکیزهترین کارهایتان نزد پروردگارتان، و رفعت دهندهترین اعمال در درجات معنویات، و آنچه برای شما بهتر از درهم و دینار است، و آنچه بهتر از روبرو شدن با دشمنان و مقابله با آنهاست، راهنمایی کنم؟ همگی گفتند: آریای رسول خدا صلی الله علیه و آله، ایشان فرمودند: آن ذکر کثیر خداوند متعال است. (سفینة البحار ج 3/ص 200)

رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: پنج چیز است که چقدر در میزان سنگین اند؛ گفتن سبحان الله و الحمد الله و لا اله الاّ الله و اللّه اکبر و فرزند شایسته ای است که از مسلمانی بمیرد و او در مرگ آن فرزند دامن صبر از دست ندهد و به حساب خداوند منظور بدارد. (خصال،شیخ صدوق،ص 295,)
امام صادق علیهالسلام فرمودند: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرموده است: ذکر «سبحان الله و الحمد الله و لا اله الاّ الله و الله اکبر» را زیاد بگویید. چون در قیامت این اذکار با گروهی از فرشتگان و محافظ از پیش رو و پشت سر خواهند آمد. و این اذکار باقیات الصالحات میباشند.( ثواب الاعمال ،شیخ صدوق،ص 9)
تسبیح (سبحان الله)
شخصی از امام علی علیهالسلام درباره تفسیر «سبحان الله» پرسید. امام فرمودند: این ذکر تعظیم و منزه دانستن خداوند است از آنچه مشرکین میگویند. و اگر بنده ای آن را بگوید؛ تمام ملائکه بر او صلوات میفرستند.
امام صادق علیهالسلام فرمودند: ابلیس گفت: پنج کار است که در آنها من هیچ حیله ای ندارم و سایر مردم در قبضه من هستند:…و کسی که زیاد در روز و شب تسبیح سبحان الله میگوید و …( خصال،شیخ صدوق،باب خصلتهای پنجگانه)
امیرالمؤمنین علیهالسلام: هرکس روزی سی مرتبه تسبیح (سبحان الله) بگوید: خداوند هفتاد نوع بلا که کمترین آنها فقر است را از وی دفع مینماید.( سفینة البحار،ج 3 ،ص 202)
تهلیل(لا اله الاّ الله)
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: خداوند فرمود: (لا اله الاّ الله) قلعه من است و هرکس در آن داخل شود، از عذاب من در امان است.( همان)
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: کلمه (لا اله الاّ الله)بهاء و قیمت بهشت است.( ثواب الاعمال،شیخ صدوق،ص 3)
امام صادق علیه السلام فرمودند: ذکر (لا اله الله و الله اکبر) را زیاد بگوئید، چون در نزد پروردگار چیزی از این دو ذکر محبوبتر نیست.( همان،ص 5)
تحمید(الحمد الله)
از ائمه سفارش به زیاد گفتن (الحمد الله) در همه حالات اعم از نعمت یا مصیبت شده است.( سفینة البحار،ج 3،ص 205ـ 207)
امام باقر و صادق علیهماالسّلام فرمودند: هر کس(الحمد الله کما هو اهله) بگوید، نویسندگان آسمانها مشغول میگردند.( همان)
آنچه در بحث ذکر مهّم و در درجه بالاتری از نظر کیفیت است ذکر قبلی است نه ذکر لسانی بدون توجّه. و دیگر آن که این ذکر گفتن لطمه ای به سیر طبیعی زندگی ما نزند و ما تنها برای قرب الهی و زنده نگه داشتن یاد خدا در تمام ساعات و حالات عمر خویش به آن بپردازیم نه کسب قدرتها و ارضای هواهای نفسانی که امری ناپسند و مذموم است
ذکر(لا حول و لا قوّة الاّ بالله العلی العظیم)
در فضیلت این ذکر آمده است که آن از گنج های بهشت است. و شفای از نود و نه بیماری و درد است که کمترین آنها همّ و گرفتاری است.
امام صادق علیه السّلام فرمودند: اگر غمها پیوسته به تو روی آورد، پس بگو (لا حول و لا قوّة الاّ بالله). و نیز روایت شده است فرزند یکی از اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله به اسارت دشمن در آمد. وی نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد و از این غم شکایت نمود. رسول خدا صلی الله علیه و آله به او امر کردند که زیاد و در همه حال ذکر (لا حول و لا قوّة الاّ بالله) بگوید او نیز اطاعت کرد و پس از مدّتی پسرش به همراه صد شتر در هنگامی که مشرکان از وی غافل شده بودند، بازگشت .( سفینة البحار،ج 3 ،ص 207)
استغفار
یکی دیگر از ذکرهای بسیار مهم استغفار است که مشهورترین صیغه آن (استغفر الله ربی و اتوب الیه) که از آثار آن بخشش گناهان، گشایش در رزق و حتّی سبب بچه دا+ شدن است.( مفاتیح الجنان و باقیات الصالحات)
نکته قابل توجه این که آنچه در بحث ذکر مهّم و در درجه بالاتری از نظر کیفیت است ذکر قبلی است نه ذکر لسانی بدون توجّه. و دیگر آن که این ذکر گفتن لطمه ای به سیر طبیعی زندگی ما نزند و ما تنها برای قرب الهی و زنده نگه داشتن یاد خدا در تمام ساعات و حالات عمر خویش به آن بپردازیم نه کسب قدرتها و ارضای هواهای نفسانی که امری ناپسند و مذموم است.
منابع :
وبلاگ آموزه
پایگاه اینترنتی آیت الله مصباح یزدی
پایگاه اطلاع رسانی حضرت آیة الله العظمی بهجت

زنى كه در بیت انقلاب متولد شد و تمام دوران كودكى را در آغوش پدرى گذراند كه در حال یك مبارزه ى عظیم جهانى فراموش نشدنى بود.
آن خانمى كه در دوران كودكى ، سختیهاى مبارزه ى دوران مكه را چشید، به شعب ابى طالب برده شد، گرسنگى و سختى و رعب و انواع و اقسام شدتهاى دوران مبارزه ى مكه را لمس نمود و بعد هم كه به مدینه هجرت كرد، همسر مردى شد كه تمام زندگیش جهاد فى سبیل الله بود و در تمام قریب به یازده سال زندگى مشترك فاطمه زهرا و امیرالمؤ منین علیه السلام ، هیچ سالى ، بلكه هیچ نیم سالى نگذشت كه این شوهر، كمر به جهاد فى سبیل الله نبسته و به میدان جنگ نرفته باشد و این زن بزرگ و فداكار، همسرى شایسته یك مرد مجاهد و یك سرباز و سردار دایمى میدان جنگ را نكرده باشد.
پس ، زندگى فاطمه ى زهرا(س )، اگر چه كوتاه بود و حدود بیست سال بیشتر طول نكشید؛ اما زندگى ، از جهت جهاد و مبارزه و تلاش كار انقلابى و صبر انقلابى و درس و فراگیرى و آموزش به این و آن و سخنرانى و دفاع از نبوت و امامت و نظام اسلامى ، دریاى پهناورى از تلاش و مبارزه و كار و در نهایت هم شهادت است .
این ، زندگى جهادى فاطمه ى زهراست كه بسیار عظیم و فوق العاده و حقیقتا بى نظیر است و یقینا در ذهن بشر - چه امروز و چه در آینده -یك نقطه درخشان و استثنایى است .
اما مقام معنوى این بزرگوار، نسبت به مقام جهادى و انقلابى و اجتماعى او، باز به مراتب بالاتر است . فاطمه ى زهرا سلام الله علیها به صورت ، یك بشر و یك زن ، آن هم زنى جوان است ؛ اما در معنا، یك حقیقت عظیم و یك نور درخشان الهى یك بنده ى صالح و یك انسان ممتاز و برگزیده است . كسى است كه رسول اكرم به امیرالمومنین علیه السلام فرمود:
یا على انت قائد المؤ منین الى الجنه یوم القیامه و فاطمه تقود المؤ منات الى الجنه یوم القیامه یعنى ؛ روز قیامت ، امیرالمومنین مردان مؤ من را و فاطمه زهرا سلام الله علیها زنان مومن را به بهشت الهى راهنمایى مى كنند.
او، عدل و همپایه و همسنگ امیرالمؤ منین است . آن كسى كه وقتى در محراب عبادت مى ایستاد، هزاران فرشته ى مقرب خدا، به او خطاب و سلام مى كردند و تهنیت مى گفتند و همان سخنى را بیان مى كردند كه فرشتگان ، قبلا به مریم اطهر گفته بودند. عرض مى كردند: یا فاطمه ان الله اصطفاك و طهرك و اصطفاك على نساء العالمین (25)
این مقام معنوى فاطمه ى زهراست .
حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها ، زهرای بتول ، ام ابیها
زنى ، آن هم در سنین جوانى ، از لحاظ مقام معنوى به جایى مى رسد كه بنابر آنچه كه در بعضى از روایات است ، فرشتگان با او سخن مى گویند و حقایق را به او ارایه مى دهند. محدثه است ؛ یعنى كسى است كه فرشتگان با او حدیث مى كنند و حرف مى زنند. این مقام معنوى و میدان وسیع و قله ى رفیع ، در مقابل همه ى زنهاى آفرینش و عالم است . فاطمه ى زهرا(س ) در قله ى این بلنداى عظیم ایستاده و به همه ى زنان عالم خطاب مى كند و آنها را به پیمودن این راه دعوت مى نماید.
آنهایى كه در طول تاریخ - چه در جاهلیت قدیم و چه در جاهلیت قرن بیستم - سعى كرده اند كه زن را تحقیر و كوچك كنند او را دلبسته به همین زخارف و زینتهاى ظاهرى معرفى نمایند و پایبند مد و لباس و آرایش و طلا و زیور آلات كنند و وسیله و دست مایه یى براى خوشگذرانیهاى زندگى وانمود نمایند و عملا در این راه قدم بردارند منطق آنها منطقى است كه مثل برف و یخ ، در مقابل گرماى خورشید مقام معنوى فاطمه ى زهرا علیهاالسلام ذوب مى شود و از بین مى رود.
اسلام ، فاطمه - آن عنصر برجسته و ممتاز ملكوتى - را به عنوان نمونه و اسوه ى زن معرفى مى كند. آن ، زندگى ظاهرى و جهاد و مبارزه و دانش و سخنورى و فداكارى و شوهردارى و مادرى و همسرى و مهاجرت و حضور در همه ى میدانهاى سیاسى و نظامى و انقلابى و برجستگى همه جانبه ى او كه مردهاى بزرگ را در مقابلش به خضوع وادار مى كرد، این هم مقام معنوى و ركوع و سجود و محراب عبادت و دعا و صحیفه و تضرع و ذات ملكوتى و درخشندگى عنصر معنوى و همپایه و هموزن و همسنگ امیرالمؤ منین و پیامبر بودن اوست . زن ، این است .
الگوى زنى كه اسلام مى خواهد بسازد، این است .
منبع : جلد ۳ کتاب خاطرات وحکایت موسسه ولایت

متن پاسخ: مرحوم محدّث قمی، اقوال محدّثان بزرگ اهل تشیّع و تسنّن درباره شهادت حضرت زهرا(س) و عاملان به شهادت رساندن حضرت را در کتاب بیتالاحزان{۱} ذکر کرده که خلاصهای از آن چنین است:
۱. ابو محمد بن عبدالله بن مسلم بن قتیبه دینوری، از عالمان معروف اهل تسنّن در کتاب الامامْ و السیاسه مینویسد: ابوبکر دستور داد عدّهای از اصحاب را که با او بیعت نکرده بودند، برای گرفتن بیعت حاضر کنند؛ ولی افراد ابوبکر آنها را نزد امام علی(ع) یافتند. در این هنگام عمر به خانه حضرت علی(ع) رفت و فریاد زد: بیرون بیایید. وگرنه سوگند به کسی که جان عمر در دست او است، خانه را با اهل آن به آتش میکشم. بعضی از حاضران به عمر گفتند: حضرت فاطمه(س) در این خانه است. عمر گفت: اگر فاطمه هم در خانه باشد، باز هم آن را آتش میزنم.{۲}
۲. دانشمند معروف اهل تسنّن، ابن ابی الحدید در شرح نهجالبلاغه مینویسد: در فتح مکّه( سال ششم هجری) شخصی به نام هبار بن أسوده، زینب دختر رسول خدا(ص) را که در محمل نشسته بود، با نیزه ترسانیده ،و سبب شده بود که وی فرزندش را سقط کند. پیامبر(ص) برای خون هبار احترام قائل نشد، و او را به اعدام محکوم کرد.{۳} ابن ابی الحدید میگوید: من این خبر را برای استادم ابو جعفر نقیب نقل کردم. استادم فرمود: اگر رسول خدا ریختن خون هبار بن أسود را جایز بداند از آن رو که او زینب را ترسانیده و سبب سقط جنین او شده، لازمه این حکم آن است که اگر حضرت پیامبر زنده بود، ریختن خون آن کس را که حضرت فاطمه(س) را ترسانیده بود به طوری که سبب سقط فرزند حضرت شد نیز جایز میدانست.{۴}
میر حامد حسین هندی، در کتاب عبقات الانوار، از کتاب الوافی بالوفیات، تألیف صلاحالدین صفدی که از عالمان اهل تسنّن است، در شرح زندگی نظام از استادان و عالمان بزرگ اهل تسنّن نقل میکند که نظام گفت: پیامبر تصریح کرد که مقام امامت از آن علی(ع) است و حضرت را به فرمان حق تعالی برای امامت معرّفی کرد؛ به طوری که همه اصحاب از آن آگاه شدند؛ ولی عمر آن را به سبب ابوبکر، کتمان کرد. وی در ادامه سخن میگوید: عمر در روز بیعت با ابوبکر به پهلوی حضرت فاطمه(س) ضربه زد که بر اثر آن، محسن فاطمه سقط شد/
محدّث قمی در بیت الاحزان مینویسد: محمد بن جریر طبری امامی به سند معتبر از ابو بصیر نقل میکند که امام صادق(ع) فرمود: حضرت فاطمه(س) روز سهشنبه، سوم جمادیالثانی، سال یازدهم هجری از دنیا رفت و علّت وفات حضرت، ضربت قنفذ غلام عمر بن خطاب بود که به دستور عمر با غلاف شمشیر بهحضرت ضربه زد؛ به طوری که فرزندش محسن سقط شد و همین امر، بیماری شدید حضرت را در پی داشت.{۵}
همچنین نامه عمر به معاویه که شرح این حادثه را به طور گسترده بیان میکند، خواندنی است. مشروح این نامه را علاّمه مجلسی، در کتاب بحارالانوار، ج ۸، ص ۲۲۲، چاپ قدیم از کتاب دلائل الامامه، ج ۲ نقل کرده است/
اقوال دیگری از عالمان تسنّن و تشیّع در این زمینه نقل شده است که مجالی برای نقل آن نیست. به هر حال، از مجموع آرای ناقلان این حادثه استفاده میشود این واقعه دردناک که آن افراد برای حضرت زهرا(س) پیش آوردند. سرانجام سبب شهادت آن اسوه تقوا و هدایت شد/
[۱].بیت الاحزان،شیخ عباس قمی، ص ۱۲۳، دارالحکمْ، قم المقدسه، ۱۴۱۲ ه’ ق/
[۲].الامامْ و السیاسه، ابن قتیبه الدینوری، ج ۱، ص ۳۰، اوّل، انتشارات شریف رضی/
[۳].سیره ابن هشام، محمد بن اسحاق بن یسار المطلبی، ج ۲، ص ۴۸۲، مکتبْ محمد علی صبیح و أولاده.
[۴].شرح نهجالبلاغه،ابن ابی حدید، ج ۱۴، ص ۱۹۳، داراحیأ الکتب العربیه/
[۵].بیتالاحزان، شیخ عباس قمی، ص ۱۸۹، دارالحکمه ۱۴۱۲ ه’. ق/

آیه الله سعادت پرور را خیلی ها می شناسند. ایشان یکی از علمای اخلاق برجسته عصر ما بود که شاگردانی محضر فیض او را درک کردند.
آیه الله سعادت پرور نسبت به خانواده توصیه می فرمود و تاکید می کرد که یکی از مسائلی که باعث پیشرفت سلوک معنوی شما می شود خدمت به خانواده است.
از سوی دیگر در منابع روایی و گفتار بزرگان دین ما نسبت به احترام به سادات اهتمام خاصی وجود دارد به گونه ای که این مساله و امثال آن را می توانید در سیره برخی بزرگان مانند امثال مرحوم آیه الله سیبویه و یا وصیت بزرگانی چون حاج شیخ حسنعلی نخودکی به صورت بسیار بارز و برجسته پیدا کنید.
با توجه به این دو نکته این مساله روشن می شود که : کسانی که همسرشان سیده است و از خاندان پیامبر اکرم و ذریه مطهر او هستند جایگاه بسیار مهم و والایی دارند خصوصا برای کسانی که به دنبال راه های کوتاه و میانبر برای رسیدن به هدف سلوکی خودشان هستند..
اینجا به حکایت عجیبی از آیت الله سعادت پرورد در این باره اشاره می کنیم:
ظاهراً بعد از ماه رمضان سال 1425 قمری فرمودند:
شب بیست و چهارم ماه رمضان نصف شب گذشته بود که حضرت صدیقه طاهره فاطمه ی زهرا علیها السلام با یک هیبت و جلال و شکوهی بر من در حالی که لباس زردی به تن داشتند جلوه کردند و مطالبی فرمودند و چنین توجه دادند که جسارت به فرزندان ایشان جسارت به خود ایشان است و من برایم این نکته تداعی شد که اگر کسی خانم سیده ای را زد مثل آن است که به قنفذ (لعنه الله علیه) گفت بزن.
پس از آن مشاهدات تا یک ساعت بی قرار بودم و گریه امانم نمی داد از حالات حضرت صدیقه طاهره و آن حالی که بر من ظاهر شده بود.
پس از آن در جلسات خودشان در حالی که گریه می کردند این مشاهده را نقل می کردند و می فرمودند: من فکر کردم که این مطلب را به چه مناسبت به من فرمودند؟
شاید در میان رفقای ما کسی هست که با همسر سیده خود یا با فرزندان سید خود اینطور رفتار کرده است و می فرمودند در همه جلسات گفته ام که اگر چنین بوده است بر طرف شود.
ایشان می فرمودند: کسی که مادرش هم سید است حکم سید را دارد، به آنها هم نباید توهین و جسارت کرد چه رسد به زدن. همه این حالات و نکات را در یک حال انقلاب عجیبی می فرمودند و اشک از چشم مبارکشان می ریخت.
منابع:
برگرفته از پایگاه یا مجیر
| میگویند پسری در خانه خیلی شلوغکاری کرده بود. همهی اوضاع را به هم ریخته بود.وقتی پدر وارد شد، مادر شکایت او را به پدرش کرد. پدر که خستگی و ناراحتی بیرون را هم داشت، شلاق را برداشت. |
حاج محمد اسماعیل دولابی، از اساتید بزرگ اخلاق و عرفان، حکایتی جالب و درس آموز درباره نزدیکی به خداوند متعال دارد که این روزها با عنوان "فرار به سوی خدا" در فضای اینترنت منتشر شده است. بر پایه این حکایت ایشان عنوان کرده اند:
میگویند پسری در خانه خیلی شلوغکاری کرده بود. همهی اوضاع را به هم ریخته بود.وقتی پدر وارد شد، مادر شکایت او را به پدرش کرد. پدر که خستگی و ناراحتی بیرون را هم داشت، شلاق را برداشت.
پسر دید امروز اوضاع خیلی بیریخت است، همهی درها هم بسته است، وقتی پدر شلاق را بالا برد، پسر دید کجا فرار کند؟ راه فراری ندارد! خودش را به سینهی پدر چسباند. شلاق هم در دست پدر شل شد و افتاد.
شما هم هر وقت دیدید اوضاع بیریخت است به سوی خدا فرار کنید. «وَ فِرُّوا إلی الله مِن الله»(۱)
هر کجا متوحش شدید راه فرار به سوی خداست.
فیلمی رو از مرحوم آیت الله بهجت دیدم که حاج آقا دارن از منزل خارج میشن تا سوار ماشین بشن. چند نفری هم حاج آقا رو مشایعت میکنن. کنار در جوانی ایستاده که محاسنش رو خیلی کوتاه کرده؛ حاج اقا نزدیک ماشین که میرسن برمیگردن سمت جوان و فقط یک دستی به محاسن خودش میکشن…
این امر به معروف و نهی از منکر ایشانه.


فصل بهار رسیده و سرماخوردگی همچنان یكی از بیماریهای شایع این روزهاست.
شاید شما جزو آن گروه افرادی باشید كه به محض ابتلا به سرماخوردگی یك دو جین قرص ادولدكولد، شربت رافع خلط سینه یا حتی بسته به شدت و حدت بیماری، آنتیبیوتیك دور و بر خود میریزند و با آه و ناله شروع به مصرفشان میكنند! قرصها و شربتهای دارویی، محصولاتی شیمیایی به شمار میروند و اثرات جانبی دیگری نیز برجای میگذارند، اما خوب است بدانید برای خداحافظی با سرماخوردگی میتوانید دو انتخاب دیگر هم داشته باشید:
1ـ همواره پیشگیری بهتر از درمان است! از همان ابتدا سعی كنید محل كار یا زندگی خود را آنقدر گرم نكنید كه هوای سرد فضای باز با گرمای درون فضای بستهای كه در آنید، تفاوت دمای زیادی داشته باشد.
یكی از دلایل ابتلا به سرماخوردگی، همین بودن در محیطی با گرمای زیاد و تعریق، سپس رفتن به محیطی سرد و هجوم سرما به بدن از راه تنفس یا پوست است.
2ـ از گیاهان دارویی چون زنجبیل و آویشن استفاده كنید كه در هر عطاریای پیدا میشود و احتمالا هم اینك هم در كابینت آشپزخانه خود مقداری از آنها دست نخورده موجود است! زنجبیل علاوه بر خواصی كه در ضدیت با درد و اسپاسم، آمیب و باكتری، حساسیت، نفخ و اكسیدگی دارد، قویكننده و محرك سیستم ایمنی بدن است و اثرات خوبی در رفع عوارض سرماخوردگی و فواید بسیار در از بین بردن خلط در گلو و سینه دارد.
پودر آن را در غذا ریخته، یا در مایعاتی چون چای و آب حل كرده، مصرف كنید. آویشن هم علاوه بر آن كه اغلب خواص ذكر شده زنجبیل را دارد، در از بین بردن میكرو ارگانیسمهای بیماریزای تنفسی هنگام سرماخوردگی نقشی مثالزدنی دارد. مصرف خوراكی آن برای كودكان عوارض جانبی چندانی ندارد و با كاهش ترشحات بزاقی، خاصیت ضد احتقان بینی و بازكنندگی برونشها، به جای مصرف چند دارو كاربردی نیكو دارد.
یك نكته دیگر: اگر یكی از اطرافیان سرما خورده، خاصیت جذب میكروبها توسط پیاز كولاك میكند! آن را با كاردی تیز به تكهتكههای ریز تبدیل كنید و برشها را در ظرفی نزدیك بیمار، یا در گوشهای از اتاق بگذارید؛ پیاز سرعت بهبود بیماری را افزایش میدهد و از امكان انتشار و سرایت آن به دیگران میكاهد.