
| متأسفانه عده ای فراموش کرده اند که زنده شدن ارزشهای اسلامی مدیون آن شمع کوچکی است که 6 سال پیش در دل تاریکی ها درخشید و نام «مهدی موعود(عج)» را در دل سرزمین ظلم و کفر و استکبار، با شجاعت تمام بر زبان آورد! |
آن روزهایی که به قول عده ای انقلاب تمام شده بود، اسلام گرد گرفته بود و ادعاهای روشنفکری غربی و کلمات آزادی و توسعه سیاسی و لیبرالسیم و دموکراسی همه فضای جامعه و مطبوعات را پر کرده بود و همه به اصطلاح اصول گرایان و مدعیان ولایت هم چاره ای نداشتند جز اینکه برای جذب آراء مردمی و حمایت احزاب و گروهها از آزادی و دموکراسی دم بزنند، قیافه روشنفکری بگیرند و خود را دنباله رو قهرمانان حماسه(!) دوم خرداد نشان دهند، تنها و تنها یک صدا بود که فارغ از همه این صداها و بوقها، یکه و تنها و بدون حمایت از هیچ حزب و گروه و جناحی پس از سالها از ارزشهای انقلاب و اسلام و ولایت سخن گفت و در نهایت غربت و مظلومیت، نام عدالت و ساده زیستی و خدمت و نوکری مردم را مطرح کرد و در کمال ناباوری همه گوشها و چشمها، مست شدگان فرهنگ غرب و آزادی و دموکراسی را از خواب چندین ساله بیدار کرد، از دلهای مردم جوانه زد، رشد کرد و چون نهالی نورس به عنوان رئیس جمهور ایران برگزیده شد!
در آن سالها که رقبای پرآوازه اش جرأت بردن نام رهبر و ولایت فقیه را نداشتند و آن را مانعی برای جذب آراء مردمی می دانستند، او با عشق و اعتقاد به این مفاهیم دعای خود را با «اللهم عجل لولیک الفرج» آغاز کرد و با «اللهم احفظ قائدنا» خاتمه داد! و در فیلم تبلیغاتی اش اعلام کرد که در هیچ کجای دنیا نمی توانید رهبری عادل تر و شجاع تر از رهبر عزیزمان پیدا کنید!
آن روز با وجود همه این حرفهای ارزشمند و شعارهای انقلابی هیچ کدام از مدعیان ارزشها اعم از روحانیون و احزاب و جناحهای به اصطلاح اصول گرا کوچکترین حمایتی حتی به زبان از او نکردند! چرا که حتی فکرش را هم نمی کردند که این گونه در دل مردم و در برگه های رأی آنها جا گرفته باشد!
سالها طول کشید تا این شمع کوچک ولی پر نور بتواند با درخشش خود فرق میان تاریکی و روشنی را نشان دهد. طعم ارزشهای امام و انقلاب و عدالت علوی و خدمت صادقانه را نه با زبان بلکه با تلاش شبانه روزی به مردمی که تا به حال فقط ویترینهای آزادی و دموکراسی را دیده بودند، بچشاند و «رئیس جمهور» را از یک کاخ نشین پر ابهت و پر زرق و برق، به موجودی بی آلایش و زیر دست و پای مردم تبدیل کند!
پس از 4 سال که نورافشانی های شبانه روزی این شمع کوچک ولی خستگی ناپذیر در داخل و خارج کشور به ثمر نشست و او به مصداق آیه اشداء علی الکفار رحماء بینهم، امید دل محرومان و خار چشم دشمنان شد و همه مدعیان انقلاب و ارزشها دیدند که این موجود بی ادعا چگونه دل محرومان را ربود و خواب را بر دشمنان حرام کرد، شروع به مدح و ستایشش گشودند، و او را از خود دانستند و به قول خودشان اصول گرا نامیدند! و یکی از پس دیگری اعلام حمایت کردند! و افتخار می کردند که دوباره گفتمان اصولگرایی رایج شده و مردم به انقلابیون رو کرده اند و نفهمیدند که همه این افتخار را مدیون چه کسی بودند!
وقتی در انتخابات 88 دشمنان انقلاب همه ترفندشان را به کار بستند تا نظام اسلامی را زمین بزنند، همه تلاششان مبارزه با او بود! از هر حربه ای استفاده کردند تا متهمش کنند: گشت ارشاد، دروغگویی، ماجراجویی و . . .
افسوس که دشمنان او را بهتر شناخته بودند!
اما نه دشمنان دانا و نه دوستان نادان نفهمیدند که او در قلب مردم ریشه دوانده است و اگر نبود محبوبیت عظیم او که تنها از تواضع و خدمت خالصانه اش سرچشمه می گرفت، چه بسا شورشهای خیابانی به نتیجه می رسید و انقلاب دوباره در خطر سقوط قرار می گرفت!
و امروز که به برکت تلاشهای شبانه روزی و خستگی ناپذیر و ایمان قوی و اراده مستحکم این مصداق «لایخافون لومه لائم»، ارزشهای انقلاب و اسلام و مفاهیم خودباوری و شعار «ما می توانیم» فضای کشور را عطرآگین کرده است، و ارزش ولایت فقیه به عنوان ستون خیمه نظام اسلامی روز به روز بروز و ظهور بیشتری می یابد، عده ای قدرنشناس و فراموشکار یادشان رفته است که منشأ همه این برکات همان گل خوشبویی است که عده ای 2 سال پیش و گروهی 7 سال پیش سعی در پرپر کردنش داشتند و او نه تنها پژمرده نشد، بلکه روز به روز شاداب تر و تازه تر شد چرا که طراوتش از عشقی است که به زیباترین گلستان هستی دارد و آرمانش «مستشهدین بین یدیه» است!
فراموش کرده اند که اگر امروز انتقاد و حمله و توهین به «رئیس جمهور» نقل مجلس همه سخنرانان و گاه مداحان اهل بیت است، «رئیس جمهور» همان واژه ای است که تا 6 سال پیش از بزرگترین دشمنانش تا صدا و سیما و مطبوعات جرأت کوچکترین اهانتی را به او نداشتند و آن را مخالف مصلحت نظام می دانستند. اما او در طی این 6 سال اینقدر واژه نوکر و خدمتگزار را تکرار کرد و آنقدر با مردم مثل نوکر آنان رفتار کرد و خود را زیر دست و پای مردم انداخت تا همگان باور کردند که او «نوکر» است نه «رئیس»! و گروهی چون اربابان بی انصاف همیشه طلبکار این خدمتکار بی اجر و مزدی هستند که جان و مال و آبرو و عزتش را در راه این خدمت فدا کرده است!
متأسفانه عده ای فراموش کرده اند که زنده شدن ارزشهای اسلامی مدیون آن شمع کوچکی است که 6 سال پیش در دل تاریکی ها درخشید و نام «مهدی موعود(عج)» را در دل سرزمین ظلم و کفر و استکبار، با شجاعت تمام بر زبان آورد!
و امروز این شمع کوچک همچنان می سوزد و ذره ذره آب می شود و آماج همه تیرهایی است که مدعیان مبارزه با ظلمت بر سر او وارد می کنند و این مهاجمان امروز فراموش کرده اند که اگر نوری دارند که می توانند در آن هدف گیری کنند، از برکت همان شمعی است که امروز آماج همه حملاتشان است!
بسم الله الرّحمن الرّحیم
المستغاث بک یا فاطمة الزهرا سلام الله علیها
1-میمونه رضی الله عنها (همسر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله) گوید:
رسول خدا مقداری گندم به من داد و مرا نزد حضرت فاطمه علیها السّلام فرستاد تا آن را آرد کند و بعد برای باز گرفتن، مرا سوی حضرتش فرستاد. دیدم حضرت ایستاده دست آس به خودی خود می چرخد، قضیه را به پیامبر اکرم گفتم، فرمود: چون خداوند ضعف و ناتوانی فاطمه را می دانست به دست آس دستور داد که بچرخد و او به دستور خداوند می چرخید.
این حدیث را ابوصالح مؤذن در فضایل و مناقب حضرت زهرا نقل کرده است.1
2-روایت شد است: آن حضرت گهگاهی در حال نماز که بود کودکش گریه می کرد و می دیدند که گهواره اش حرکت می کند و فرشتگان آن را حرکت می دادند.2
3-حضرت باقر علیه السّلام از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نقل می کند که آن حضرت به فاطمه علیها السّلام فرمود: برخیز و آن کاسه را بیاور! فاطمه علیها السّلام از جا بلند شده کاسه ای را که آبگوشت و استخوان پرگوشت فراوانی داشت، جلو آورد. از آن غذا به مدّت سیزده روز حضرت رسول، امیرالمؤمنین، فاطمه، حسن و حسین علیهم السّلام خوردند. روزی امّ ایمن در دست حضرت حسین علیه السّلام چیزی را دیده به او گفت: این را از کجا آوردی؟ پاسخ داد: چندین روز است که ما از این می خوریم. امّ ایمن نزد حضرت زهرا سلام الله علیها آمده گفت: ای فاطمه! اگر در نزد امّ ایمن چیزی باشد متعلّق به فاطمه و فرزندانش خواهد بود، ولی اگر فاطمه چیزی داشته باشد امّ ایمن سهمی در آن ندارد؟! حضرت مقداری از آن غذا را از درون کاسه در آورده به امّ ایمن داد. امّ ایمن از آن خورد و به مجرّد خوردن او غذا تمام شد. پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله و سلم، به فاطمه علیها السّلام فرمود: اگر از این غذا به کسی چیزی نمی دادی تا روز قیامت تو و فرزندانت می توانستید از آن بخورید.
بعد حضرت باقر علیه السّلام فرمودند: آن کاسه هم اکنون نزد ما است و قائم ما در زمان ظهورش آن را بیرون خواهد آورد.3
4-حضرت علی علیه السّلام فرمود: به همسر من مصحف و کتابی داده شده است. در این کتاب علمی است که کسی قبل از آن حضرت، آن را نمی داند، و این هدیه ای ویژه از جانب خدا و رسولش برای اوست.4
5-رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند: ای فاطمه بشارت باد ترا، تو در پیشگاه خداوند مقام ارزنده ای داری در آن جایگاه برای دوستان و شیعیانت شفاعت می کنی و شفاعتت پذیرفته می شود.
موبایل یکی از آنها زنگ می زند
مردی گوشی را بر میدارد و روی اسپیکر (بلند گو) می گذارد و شروع به صحبت میکند:
همه ساکت می شوند و به گفتگوی او گوش می دهند!
مرد: بله بفرمایید...
زن:سلام عزیزم منم،باشگاه هستی؟
مرد:سلام بله باشگاه هستم.
زن:من الان توی فروشگاه یک کت چرمی خیلی شیک دیدم فقط هزار دلاره میشه بخرم؟
مرد:آره اگه خیلی خوشت اومده بخر.
زن:میدونی از کنار نمایشگاه اتومبیل که رد میشدم دیدم اون مرسدس بنزی که خیلی دوست داشتم رو واسه فروش آوردن خیلی دلم میخواد یکی از اونها رو داشته باشم....
مرد: چنده؟
زن:شصت هزار دلار!!!
مرد: باشه اما با این قیمتی که داره باید مطمئن بشی که همه چیزش رو به راهه!!!
زن:آخ مرسی یه چیز دیگه هم موندهاون خونه ای که پارسال دیده بودم رو هم واسه فروش گذاشتن 950000 دلاره!!!
مرد:خوب برو بگو 900000 تا اگه میتونی بخرش!
زن:باشه بعدا میبینمت خیلی دوست دارم.
مرد: خداحافظ عزیزم...
مرد گوشی را قطع میکند،مردهای دیگر با تعجب و مات و مبهوت به او خیره میشوند!!!
بعد مرد میپرسد: ببخشید این گوشی ماله کیه؟؟؟؟
بيترديد يكي از نيرومندترين غرايز، نيروي شهوت و غريزة جنسي است. اين نيرو كه از ابتداي تولد به صورت نهفته در وجود آدمي به وديعه نهاده شده است. تا زمان بلوغ هم چنان دوران آرام و بيتحركي را پشت سر ميگذارد، اما به محض شروع دوران نوجواني آرام، آرام زمان بيداري و شكفتگي آن فرا ميرسد و رفته رفته تمامي وجود نوجوان را در برميگيرد و بر تمامي رفتار انسان اثر ميگذارد. به همين دليل غريزة جنسي و نيروي شهوت فرد را با مشكلاتي مواجه ميسازد.
براي جلوگيري از حس شهوت راههاي متعددي وجود دارد كه به برخي از آنها اشاره ميكنيم. اما قبل از آن بيان اين نكته لازم است كه كنترل غريزة جنسي به صورت خداپسندانه كه منطبق با فطرت انساني باشد، امري ممكن و در عين حال پيچيده و دشوار است. آنهايي كه از مباني اخلاقي و معنوي محكم و متيني برخوردارند و نيز از شرايط خانوادگي خوب و مطلوبي از حيث ارزشهاي اخلاقي بهرهمند هستند و ارادة قوي دارند، به خوبي ميتوانند از پيامدهاي منفي آن مصون باشند.
براي كنترل غريزة هم خود فرد و هم والدين و اطرافيان مسئوليت دارند. آن چه مربوط به خود فرد ميشود و سؤال شما نيز از اين زاويه طرح گرديده، عبارتند از:
1. برنامهريزي براي كار مداوم نوجوانان از نيروي سرشار و فوقالعادهاي برخوردارند. اين نيرو اگر در زمينههاي ديگر مورد استفاده قرار نگيرد و به صورت مطلوب از آن استفاده نشود، با توجه به شرايط سني نوجوان در قالب امور جنسي و شهواني ظاهر خواهد شد. اگر نوجوانان به كار مداوم عادت كنند و نيرو و توان خود را در اين زمينه به مصرف برسانند تا حدودي از انحرافات اخلاقي و شهوت و غريزة جنسي در آنان پيشگيري ميشود. كارهاي بدني موجب تعادل جسم و روان ميشود. اگر نيك بنگريم افرادي كه به كار مداوم مشغول هستند و نيرو و استعدادشان در زمينههاي مثبت و سالم به كار مياندازند، كمتر دچار انحرافات اخلاقي و بحرانهاي روحي ميشوند. كار موجب ميشود نيرو و انرژي نوجوان قبل از آن كه به چربيهاي اضافي تبديل گردد و اختلالاتي در ساز و كار اندامهاي بدن ايجاد گردد، از طريق سوخت و ساز مفيد و سالم به مصرف برسد.[1]
2. تنظيم خواب تحقيقات نشان ميدهد كه بيشتر انحرافات به خصوص در زمينه مسايل جنسي از فكرهاي ناسالم و خيال پردازيهايي كه نوجوانان قبل از به خواب رفتن دارند، ناشي ميشود. اگر نوجوان قبل از آن كه به خواب برود، فكرش به خودش و يك سري مسايل و موضوعات مربوط به دورة نوجواني، معطوف گردد، كم كم به انحرافات كشيده خواهد شد. بنابراين، يكي از روشهاي پيشگيري از انحرافات اين است كه برنامة خواب به صورت دقيق تنظيم شود و تا زماني كه خواب بر شما غالب نشده به رختخواب نرويد. وقتي به رختخواب برويد كه كاملاً خسته و آمادة خواب هستيد. لازمة اين كار اين است كه در طول روز مشغول فعاليتهاي مهم بوده و به اندازة كافي كار كرده باشيد.
طبيعي است اگر نوجوان با خستگي به رختخواب نرود، به ناچار مدت زماني را در بستر بيدار خواهد ماند تا به تدريج به خواب رود و چون افكار و انديشههاي شهواني و تحريكآميز معمولاً در اين مواقع به سراغ نوجوان ميآيند، نوعي تنظيم ساعات خواب براي نوجوان، ضرورت خاصي مييابد. يكي از روانشناسان در اين باره ميگويد: نيمة اول شب بيش از نيمة دوم آن به بدن نيرو ميدهد بنابراين بايد از آن به نحوي مفيد استفاده شود. و صبحگاهان به محض اينكه از خواب بيدار شديد. بيدرنگ از بستر برخيزيد و توجه داشته باشيد كه بامدادان بيدار ماندن در بستر خواب، بسيار زيانبار است، جسم را سست و ناتوان ميسازد و وسوسههاي شوم در دل فرد ايجاد ميشود.[2]
3. دوري از محيطهاي آلوده و ناسالم يكي از علل و عوامل انحرافات جنسي و به طور كل انحرافات اخلاقي، محيط آلوده و محركهاي شهواني است. محيط از طريق وارد نمودن عناصر محرك در گرايشهاي انحرافي، منجر به طغيان غريزة جنسي در نوجوان ميشود. مسايلي از قبيل بدحجابي، بيحجابي، روابط ناسالم و آزاد دختر و پسر، سريالهاي تلويزيوني و فيلمهاي خارجي و همچنين استفادة نادرست از اينترنت در تحريك شهوت و غريزة جنسي نوجوان مؤثر است شايد براي برخي از نوجوانان يادآوري و تذكر مسايل ديني و اخلاقي چيز بيهوده و غير ضروري تلقي شود، زيرا آنها نه در فكر سلامت خويش هستند و نه مسايل اخلاقي و ديني را ميپذيرند، اما براي شما كه روحية مذهبي قوي داريد و همين مسئله باعث شد تا نگران آيندهتان باشيد، گفتن اين مسايل مهم و ضروري است. اگر واقعاً ميخواهيد از جوانيتان به خوبي استفاده كنيد و در راه درست و سالم گام برداريد، سعي كنيد از محيطهاي آلوده و ديدن عوامل تحريك كننده، جدّاً پرهيز نماييد.
4. استفاده درست و مطلوب از اوقات فراغت يكي از زمينههاي پيدايش انحرافات در جوانان و نوجوانان، استفادة نادرست آنها از اوقات فراغت است.[3] اوقات فراغت طولاني و بيبرنامه نوجوانان را عاصي و سرگردان ميكند. آنها به تدريج سرخورده و مأيوس ميشوند و در نتيجه به دنياي درون خويش پناه ميبرند و در كنج خلوت و انزوا راهي براي مشغوليت خود ميجويند.
5. پيشگيري از روابط ناسالم نوجواناني كه روابط نامطلوب و ناسالم دارند و با افراد منحرف و بيبندوبار دوست و رفيق هستند، كمكم به انحرافات كشيده ميشوند و تحت تأثير امور شهواني قرار ميگيرند. نفوذپذيري نوجوانان از دوستان و همسالان بيش از ساير گروهها است. در سنين بلوغ صحبتهاي آهسته و در گوشي بين نوجوانان بيشتر ميشود و محور اين گفتگوها، غالباً مسايل جنسي و امور شهواني است كه به صورت مخفيانه و به دور از انظار بزرگترها طرح ميشود. براي پيشگيري از انحرافات اخلاقي سعي كنيد از دوستيهاي آلوده و مشكوك جداً پرهيز نموده و با افراد سالم و مذهبي ارتباط برقرار نماييد.[4]
6. پرورش تقوا و معنويت در وجود خويش همة آنچه بيان شد، به نحوي ميتوانند در پيشگيري از انحرافات اخلاقي و طغيان شهوت و غريزة جنسي نقش داشته باشند، اما آن چه بيش از همه ضروري است و به صورت زيربنايي در شخصيت و رفتار نوجوان مؤثر است. پرورش معنويت و تقويت ايمان و تقواي الهي است. ما در عصري زندگي ميكنيم كه جهان به شدت در ماديات فرو رفته و يك سره غرق در جاذبههاي نفساني و امور شهواني گرديده است. در شرايط كنوني،خلأ عظيم و هولناكي از اخلاق و معنويت پديد آمده و تمامي مشكلات انسانها نيز از همين جا ناشي شده است.
اگر با تقويت ايمان و نيروي اراده، باورها و اعتقادات نوجوانان تقويت گردند، بدون شك بخشي از مشكلات آنان به ويژه در زمينة مسايل اخلاقي و شهوت و غريزة جنسي درمان ميشود.
اگر نوجوان از ته دل باور نمود كه تمام اعمال و رفتار او را خدا ميبيند و بر اساس عملكرد افراد به آنها پاداش ميدهد و اساساً سعادت و خوشبختي انسان به دست خودش ميباشد، در اين صورت احتمال اينكه مرتكب گناه نشود بسيار زياد است.[5]
يقين داشته باشيد، تا زماني كه نيروي ايمان و تقوا در وجود انسان بارور و تقويت نگردد، هيچ ضمانتي از شهوت و انحرافات اخلاقي وجود ندارد. به خصوص در وضعيت كنوني كه عوامل تحريك كنندة بسيار زياد است. بنابراين قبل از هر چيز سعي كنيد نيروي ايمان و تقوا را در وجود خويش بارور كنيد. اگر فكر و ذهن شما متوجه خدا باشد و هميشه نماز خود را اول وقت انجام دهيد، خداوند شما را ياري ميكند تا از هر گناهي مصون بمانيد و تحت تأثير شهوت و غريزة جنسي قرار نگيريد. خداوند در قرآن ميفرمايد: «ان الصلوة تنهي عن الفحشاء و المنكر»[6] به درستي كه نماز انسان را از هرگونه آلودگي و عمل زشت و گناه دور نگه ميدارد. نماز واقعي نه تنها والاترين عامل كنترل شهوت و دفاع در برابر هجوم انحرافات اخلاقي تلقي ميشود، بلكه عامل تهاجمي عليه انحرافات و شهوتها نيز محسوب ميگردد.
7. تسهيل و تسريع ازدواج
علاوه بر آن كه نوجوان سعي در كنترل شهوت و غريزة جنسي ميكند، بايد براي ازدواج كه يگانه راه درست ارضاي غريزة جنسي ميباشد، نيز اقدام كند. از 18 سالگي به بعد شما ميتوانيد جداً به فكر ازدواج باشيد و اگر شرايط را مساعد ميبينيد، از همين حالا مقدمات آن را فراهم كنيد.
اميد است با رعايت اين نكات و به خصوص توجه به تقوا و نماز بتوانيد غريزة جنسي و حس شهوت را در خويش كنترل و مهار نماييد و زماني كه فرصت مناسب براي ازدواج فراهم گرديد، به ازدواج اقدام كنيد
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: پروردگار متعال، مرا به ۹ چيز سفارش نمود:
عدالت در خوشنودى و خشم
ميانه روى در نياز و توانمندى
بخشيدن كسى كه در حقّ من ستم روا داشته است
ديدار خويشاوندانى كه با من قطع رابطه نموده اند
خاموشيم انديشه باشد
سخنم، ذکر خداوند باشد
و نگاهم عبرت و پند باشد.
قالَ رسول الله صلّى اللّه عليه و آله : اَوْ صانى رَبّى بِتِسْع : اَوْصانى بِالاخْلاصِ فِى السِّرِّ وَالْعَلانِيَةِ، وَ الْعَدْلِ فِى الرِّضا وَ الْغَضَبِ، وَ الْقَصْدِ فِى الْفَقْرِ وَ الْغِنى ، وَ اَنْ اعْفُوَ عَمَّنْ ظَلَمَنى ، وَ اعطِيَ مَنْ حَرَمَنى ، وَ اءصِلَ مَنْ قَطَعَنى ، وَ اَنْ يَكُونَ صُمْتى فِكْراً، وَ مَنْطِقى ذِكْراً، وَ نَظَرى عِبْراًبحارالا نوار: ج ۷۴، ص
اوریانا فالاچی خبرنگار زن ایتالیایی در مصاحبه با حضرت امام خمینی (ره) می پرسد: این چادر، آیا صحیح است که این زنها خود را در زیر چادر مخفى کنند؟ این زنها در انقلاب شرکت کردند. کشته دادند. زندان رفتند. مبارزه کردند، این چادر هم یک رسم از قدیم ماندهاى است. حالا دیگر دنیا هم عوض شده. حالا این صحیح است که مثلًا اینها خودشان را مخفى کنند؟

و حضرت امام (ره) در پاسخ می فرمایند: "اولًا اینکه این یک اختیارى است براى آنها، خودشان اختیار کردند. شما چه حقى دارید که اختیار را از دستشان بگیرید؟ ما اعلام مى کنیم به زنها که هر کس چادر مى خواهد یا هر کس پوشش اسلامى، بیاید بیرون. از 35 میلیون جمعیت ما 33 میلیونش بیرون مى آید. شما چه حقى دارید که جلو اینها را بگیرید؟ این چه دیکتاتورى است که شما نسبت به زنها دارید؟ و ثانیاً اینکه ما یک پوشش خاصى را نمى گوییم. براى حدود زنهایى که به سن و سال شما رسیدهاند هیچ چیزى نیست. ما زنهاى جوانى که وقتى ایشان آرایش مى کنند و مى آیند، یک فوج را دنبال خودشان مى کشند، اینها را داریم جلوشان را مى گیریم. شما هم دلتان نسوزد. من دیگر بلند شوم. شما هم دلتان نسوزد." (صحیفه امام، ج10، ص: 104)
در این مصاحبه اولا حضرت امام (ره) پاسح منطقی و قاطع به وی می دهند، ثانیا به مصاحبه پایان می بخشند. در این پاسخ هم فالاچی را پیرزنی قلمداد می کنند که دیگر جذابیتی ندارد. این پاسخ برای زنان غربی که ارزش خود را در ظاهر خویش دنبال می کنند از هر پاسخی شکننده تر است.
من در آن زمان رایزن مطبوعاتی سفارت جمهوری اسلامی ایران در ایتالیا بودم. از ایران تلکسی آمد که به خانم اوریانا فالاچی ویزا بدهیم تا با رئیس جمهور وقت بنی صدر مصاحبه نماید.
من او را به سفارت دعوت کردم. وی با هفت قلم آرایش آمد و در بین صحبت هایش گفت که از منزل فقط برای دیدن من آمده است. از وی در مورد سفرش به ایران و نظرش در مورد این سفر پرسیدم. به شدت تحت تاثیر شخصیت حضرت امام خمینی (ره) قرار گرفته بود و اینکه امام خمینی حسرت یک نگاه را در دلش گذاشت و هرگز به او نگاه نکرد. وی از دستان زیبای حضرت امام (ره) گفت و اینکه این بیادماندنی ترین مصاحبه های وی بوده است.
وی گفت در مورد حجاب اسلامی قانع نشده است و آن را درک نمی کند.
او زن مسنی بود و من حدود 26 سال سن داشتم. به وی گفتم تو گفتی که امروز صرفا برای دیدن من از خانه بیرون آمده ای. وی آن را تایید کرد. گفتم که سنمان به هم نمی خورد. تعجب کرد. مانده بود که چرا این را می گویم. گفتم من ویزا را به خاطر قلم شما می دهم و نه سن و قیافه شما. گفت طبیعی است. پرسیدم اگر صرفا برای دیدن من و گرفتن ویزا آمده اید پس چرا آرایش کرده اید؟! جا خورد. گفتم ممکن است دلیل آرایش خود را بیان کنید. مانده بود چه جواب بدهد. برایش فلسفه حجاب در اسلام را گفتم و اینکه در اسلام جذابیت فیزیکی زن نباید یک ارزش اجتماعی باشد بلکه صرفا یک ارزش زناشویی است. زنان در اسلام برای خود ارزش والایی قائلند و حاضر نیستند بدن خود را برای جلب نظر مردان در جامعه به نمایش بگذارند و لباس ها و آرایش های تحریک آمیز داشته باشند. ما نمایش بدن زنان را برای تبلیغ کالا توهین به شخصیت وی می دانیم و ارزش زن به ایمان و عمل صالح و قلم او و نقش مادری او است و نه اندازه دور کمر و قد و وزن و رنگ پوست و مدل بینی او. حجاب در حقیقت برای حفظ حرمت زنان و نشانه اتکای به نفس و عدم احساس کمبود در آنان است. قدری تحت تاثیر این گفته ها بود و انتظار نداشت که این مطالب را از زبان جوان 26 ساله ای مثل من بشنود. سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی نزدیک بود. او را برای شرکت در مراسم مذکور دعوت کردم. وی در مراسم شرکت کرد. موقع ورود هیچ آرایش نداشت. سلام کرد و ناخن های خود را نشان داد و گفت ببین نه در صورت و نه در دست آرایشی ندارم. این صرفا به خاطر تو است. از او تشکر کردم و دعوت کردم به جمع میهمانان بپیوندد.
زهرا شنیده بود تنت تیر میخورد
باید مرا گلیم مسیر نگار کرد
زیر قدوم فاطمیات خاکسار کرد
مهر تو را بهشت بخواهد نمیدهم
در ماجرای عشق نباید قمار کرد
فخر علی و فاطمه بر تو عجیب نیست
وقتی خدا به داشتنت افتخار کرد
من که به دست هیچکسی رو نمیزنم
نانت مرا به شغل گدایی دچار کرد
هر چند آفریده خدا چهارده کریم
اما یکی از آن همه را سفرهدار کرد
ما را پیاده کرد سر سفره شما
این کشتی حسین که ما را سوار کرد
باید به بازوی حسنیات دخیل بست
ورنه نمیشود که جمل را مهار کرد
خشمت نیاز نیست در آنجا که میشود
با قاسم تو قافله را تار و مار کرد
ارزان تو را فروخت به حرف معاویه
زهری به کام تشنه تو روزهدار کرد
زهری که میشکافت دل سنگ خاره را
در حیرتم که با جگر تو چه کار کرد
زهرا شنیده بود تنت تیر میخورد
تابوت را برای همین با جدار کرد
الله الله الله که دل کسی را نرنجانید!!!
یک کوچه به نامشان نکردیم مگر!؟
